در گوشهوکنار استان، از کارگاهها و پروژههای ساختمانی گرفته تا باغات و زمینهای کشاورزی، این روزها کارگر افغان غیرمجاز را بیشتر از کارگر ایرانی میبینیم. چرا؟ چون برای برخی کارفرمایان سود دارد: نیازی به بیمه، حقوق منصفانه یا رعایت قانون کار نیست. کارگر افغان خسته نمیشود، اعتراض نمیکند، و در سکوت، جای نیروی بومی را میگیرد.
اما آیا کسی به بهای این سود فکر کرده؟
جوان چهارمحالی که با مدرک دانشگاهی در خانه مانده، مرد بومی که با هزار سختی دنبال شغل روزمزد میگردد، پدری که شرمنده سفره کوچک خانوادهاش شده؛ همه اینها باید کنار بایستند و ببینند چگونه نانشان را فردی میبرد که حتی حق قانونی ماندن در کشور را ندارد(!؟)
جای تأسف است که برخی از پیمانکاران و کارفرمایان با سوءاستفاده از خلأ نظارت، نهتنها قانون را دور میزنند، بلکه چوب حراج بر کرامت نیروی انسانی استان میزنند. سکوت نهادهای نظارتی و عدم برخورد قاطع، باعث شده این وضعیت روزبهروز عادیتر شود؛ گویی اشتغال جوان ایرانی تبدیل به مطالبهای عجیب شده و کارگر غیرمجاز افغان، “انتخاب اقتصادی” جدید است!
اگر همین روند ادامه یابد، باید پرسید سهم مردم این استان از این خاک و سرزمین چیست؟ وقتی نه آب هست، نه اشتغال، نه سرمایهگذاری، و حالا حتی کارگری ساده هم سهم دیگری شده، چگونه از مردم انتظار صبر و امید میرود؟
چهارمحال و بختیاری قربانی سودجویی کارفرمایانی شده که نان مردم را به قیمت ارزانخری نیروی غیرمجاز میفروشند.
و اینبار، صدای مردم واضح است:
چراغی که به خانه رواست، به کارگر غیرقانونی افغان حرام است.
این نوشته، نه نفی انسانیت است، نه دعوت به نفرت؛ بلکه فریادی است از دل استانی که خود زخمی محرومیت است و طاقت زخم بیشتر را ندارد.