. پس با هر ترفندی جای نخبگان را در مدیریتها، غصب کردند تا اینکه نخبهزدایی روال رایج مدیریتها و مناصب شد و بازار چاپلوسان داغِ داغ شد و هست. بدون تردید ناترازیهای امروز که ریشه در ناترازی عقلی مدیران و کارگزاران دارد حاصل نخبهزدایی و چاپلوسپروری است. دهههاست که بهجای استفاده بهجا و مناسب از سرمایههای انسانی و نیروهای نخبه و خلاق کشور، فرهیختگان را راندهاند و مناصب و جایگاههای حیاتی، حساس و سرنوشتساز را در اختیار چاکران و چاپلوسان گذاشتند که نه درکی از منافع ملی و میهنی داشتند و نه فهمی از میهن و ملت. آنها فقط به دنبال منافع شخصی و در نهایت منافع گروهی بودند و ترجیح آنان مالاندوزی و جمعکردن ثروتهای نجومی از طریق رانت، اختلاس و حتی دزدی بود و حیرتانگیز که طی ۴۷ سال گذشته بهندرت مورد بازخواست قرار گرفتند و کسی از آنان نپرسید از کجا آوردهاند؟! شایستگانی که از عرصههای مدیریتی کنار گذاشته شدند بر اثر بیمهریها و بیتوجهیهای مداوم ناچار به ترک وطن شدند و افراد چاپلوس غیرمتخصص ناپاک جای آنها را غصب کردند. حیرتانگیز است که مدیران امروز مملکت از خلاقیت و شجاعت کمترین و کوچکترین بهرهای نبردهاند تا آنجا که بهعنوان نمونه در اوج ناترازیهای انرژی، توانایی و شجاعت تغییر ساعت را ندارند و مملکت را بهتعطیلی کشاندهاند. هزاران نمونه از خرابکاریهای مدیریتی این چاکران میتوان شمرد که سبب برزمین ماندن امور کلی و جزیی کشور شده است. در عصر ارتباطات که رسانه بنیان و اساس امور است، ناآشنایی و بیسوادی مدیران کشور بهخصوص در مدیریتهای رسانهای اعم از صداوسیما تا رسانههای مکتوب و برخط دولتی و حاکمیتی، مسیر ارتباطی ملت ایران را با رسانههای داخلی قطع و مرجعیت رسانه به رسانههای خارج از کشور واگذاشتهاند. همین یکمورد برای عقبماندگی از کاروان توسعهی جهانی، کفایت میکند. کشور کوچکی چون قطر با شبکهی الجزیره توانسته در بین رسانههای جهانی جایگاهی برای قطر و شبکهی رسانهایاش دستوپا کند اما رسانههای حاکمیتی و دولتی که چون اژدها بیتالمال را میبلعند مشغول خدمت به دشمن هستند و همواره زمینه را برای مظلومنمایی آنها فراهم میکنند.. باری، اینجا، هیچ چیز سرجای خودش نیست و همه چیزمان بههم میآید.