دولتها در طی سالیان گذشته در مواردی زیربنایی چنان کوتاهی کردهاند که امروزه کسریهای آشکار آنها را از جمله در برق و گاز میبینیم. کمبودهایی که طبعا طی یک روز و یک ماه و حتی یک سال نمیتوان آنها را رفع نمود. بنابراین دولت فعلی نیز میراثدار کسریهای دولتهای گذشته است و بلکه هر دولتی کسری دولت پیش از خود را به دوش کشیده است. یکی از پیامدهای بسیار مهم همه ناترازیها، افت شدید فرزندآوری در جامعه ایرانی است. بهگونهای که تا سال۱۴۱۰ جامعه ما وارد دوره پیری میشود. بدینمعنا کشور نیروی جوان حداقلی و پیر حداکثری خواهد داشت. در حال حاضر میانگین فرزندآوری در جامعه ۱/۵ نفر است و اگر بخواهیم حداقل فرایند پیرشدن جامعه را به تاخیر بیندازیم این میانگین باید به ۲/۵ نفر برسد؛ هرچند آرمان فرزندآوری باید ۳ تا ۴ فرزند باشد. بدیهی است علت اصلی (و نه همه علتها) افت شدید فرزندآوری به ناترازیها در حوزه اقتصاد یعنی اشتغال و درآمد برمیگردد. سختی در کسب شغل و درآمد مناسب ، علت اولیه عدم فرزندآوری و بلکه عدم ازدواج جوانان و نیز بالاتررفتن میانگین سن ازدواج است. هر دولتی تنها با تبلیغات و یا حتی با آموزش صرف نمیتواند به این مهم دست بیابد. دولتها وظیفه دارند زمینه کار و درآمد و بلکه رفاه را فراهم سازند تا وضعیت جمعیت جامعه به پیری بیشتر نکشد و یا به آنجا نکشد که نیروی جوان کار از کشورهای دیگر درخواست کند. آیا اگر وضعیت رفاهی جامعه ایرانی بهتر شود، فرزندآوری بیشتر خواهد شد؟ پاسخ مثبت است. اگرچه برخی مسوولان تلاش میکنند موضوع را باژگونه نشان دهند. آنها فرهنگ و سبک زندگی غربی را بیشتر بهعنوان علت به جلو میکشند. اگرچه این عامل نیز در عدم تشکیل خانواده و مسوولیتپذیری داشتن همسر نقش دارد، اما نسبت به وضعیت اقتصادی و درواقع رفاهی در حاشیه قرار میگیرد. شاهد مدعا اکثر کشورهای اروپایی هستند که دارای سه تا چهار فرزند هستند. امید که صاحبمنصبان حکومتی واقعیتها را بپذیرند و درضمن در اصلاح آنها بکوشند و سعی نکنند با دلیلتراشی واقعیت را ندیده و یا واژگونه نشان دهند. زیرا بهنظر میرسد یکی مشکلات ما بهعنوان مردم جامعه با دولتمردان نداشتن روحیه واقعیتپذیری ازسویی و بیش از حد خیالپردازی و بهنوعی آرمانگرایی دور از واقعیت است و اگر این سبک تفکر آنها تغییر نکند ما همچنان با دشواریها روبرو خواهیم بود و کمتر مسالهها حل خواهند شد.