هیچوقت بهرویم نیاورد که چرا از امتیاز رزمندگی و جانبازی استفاده نکردهام تا اینکه خودم پیشنهاد دادم اگر بخواهد رنج پیگیری پروندههایی که هنوز موجودند را بهجان میخرم. جواباش را واژه به واژه بهیاد دارم، گفت: »استفاده از سهمیهی ایثار پدران چه تفاوتی با امتیازهای آقازادگی دارد که پدر مملکت را درآورده است؟!« واقعا نمیدانم که چرا هنوز این راه پر خبط و خطا ادامه دارد و دولت لایحهای برای لغو آن نمیدهد و نسبت به ارائهی خدمات به خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران تجدیدنظر نمیکند؟!
موفق نبودن سهمیه در رشتههای پزشکی و مهندسی با پزشکان و مهندسانی با رتبههای شش و هفت رقمی روشن است که عواقب آسیبزای غیرقابلانکاری دارد. بدیهی است خدمات ویژه و مخصوصی به خانوادههای شهدا و ایثارگران تعلق بگیرد اما عدالت و اخلاق اسلامی و انسانی حکم میکند که آن خدمات ، رانت و انحصار نباشد.
هر چند هیچ خدمتی جای خالی پدر را برای فرزندان شهدا پر نمیکند همچنانکه هیچ امتیازی جبران رنج جانبازان و خانوادههای آنان نیست. حق آنهاست که مشمول خدمات و اولویتهای کارشناسی شده باشند. سهمیهی اساتید دانشگاهها در کنکور قوزبالایقوز است. انسان متعجب و حیران میماند استاد واقعی دانشگاه که قاعدتا میتواند از بخش فرهیختهی جامعه باشد، چگونه راضی به چنین رانت غیرعادلانهای برای خانوادهاش میشود. سد بلند و البته رسوای کنکور در مقابل فرزندان ایران، گیر وگرفت کم ندارد از سهمیهها که بگذریم به شائبهی فروش سوالات کنکور میرسیم که حکایات عجیبوغریبی از آن شنیده میشود بهعنوان مثال جشن سالانهی ۵۰۰ نفره خریداران سوالات کنکور در شهرک لاکچری و ساحلی امیردشت مازندران، موضوعیست که پیگیری و اطلاعرسانی نشده و بهجز تکذیب فروش سوالات ، واکنش قابل تاملی از متولیان کنکور دیده نمیشود.
فروش سوالات ، ضربهی بسیار محکمی به صورت داوطلبانی است که امکان خرید و دسترسی به سوالات ندارند که حقیقت یا دروغ آن باید مشخص شود. طبق دادههای رسمی ، پردرآمدترین خانوادههای دهک ۹ و ۱۰ ایرانی 43درصد رتبههای زیر ۳ هزار رشتهی علومانسانی و ۵۳ درصد علومتجربی و ۶۱ درصد ریاضی را بهخود اختصاص دادهاند با این حساب بهترین رشتهها و بهترین دانشگاهها به فرزندان از ما بهتران تعلق دارد.