.« قسمت تلختر ماجرا این است که سردار »حسین رحیمی« گفته است:»در روزهای اخیر با کشف دو مزرعه بزرگ ماینر، بیش از ۲۴ هزار دستگاه ماینر در یکی از استانهای شرقی کشور کشف و جمعآوری شد.« کسی نمیگوید این تعداد ماینر کشفشده به اضافه آن تعدادی که حامیان قدرتمندی دارند و هرگز کشف نمیشوند تا چه اندازه باعث ناترازی انرژی و خسارت به مردم شده است. هیچوقت مردم در معادلات هزار مجهولی مسوولان جایی نداشته و ندارند. البته که حل این معماهای وحشتناک از عهدهی مردم خارج است. بر اساس جدیدترین تصویر ناسا از دریاچهی ارومیه که روزگاری نگین آبی شمال غرب ایران بود، بهطور کامل خشک شده و دیگر اثری از یک دریاچه در تصویر هوایی دیده نمیشود. وقتی دریاچه را میخشکانیم تالاب و رودخانه و سراب، جای خود را دارد. اما همین خبر برای فروریختن آدمهایی که وطنشان را مانند جان خویش دوست دارند، کافی است. عدهای تندرو ایرانی هم اسب مرادشان را زین کردهاند که هر طور شده ایران را درگیر جنگ کنند. لابد و حتما این گروه که صداوسیمای میلی و رسانههای مختلفی را در اختیار دارند از تحریم و جنگ، سود میبرند که میخواهند یکشبه آمریکا و اسراییل را تصرف کنند.
در حالی که دیدند دشمن، پیشرفتهترین هواپیماها را در اختیار دارد. آنها کسانی هستند که عامل نفوذی دشمناند و شکاف بین ملت و حاکمیت را به درهای صعبالعبور تبدیل کردهاند. دولت در برداشتن فیلترینگ و خاتمه به این بازی سراسر ضرر، کاری از دستاش برنمیآید. کارشناسان میگویند 62درصد مخازن سدهای کشور خالی است و چشمانداز خوبی از بارشها در پاییز و زمستان، پیشرو نیست. اگر بخواهیم از دردها بگوییم نه در حوصلهی این یادداشت است و نه آدمیزاد ظرفیت پذیرش این همه مصیبت را دارد. چه باید کرد؟ چگونه میتوان از این دریای متلاطم به ساحل آرامش رسید؟ چند نسل دیگر باید بسوزند تا تاوان گناه نامسوولان را پس بدهند؟ ما با یک دنیا غم در کشوری زندگی میکنیم که روی گنج نشسته و رنج میبیند. امروز مشکل کشور، بیتدبیری است که از خیلی چیزها ویرانه بهجا مانده. ماینرها انرژی را میبلعند. دریاچهی ارومیه به کانون نمک تبدیل میشود. وضعیت ذخایر آبی بحرانی است و تندروها در دنیایی دیگر سیر میکنند تا غم ما به وسعت ایران پهناور باشد.