روزهای نخست ، دوستی با من تماس گرفت و گفت: »من برای ایران، جانم را میدهم چه رسد به پیادهروی شبانه!« چند روز پیش، وقتی دوباره با هم صحبت کردیم از شعارهای شبانه علیه مسوولان ابراز نارضایتی کرد. گفتم مساله این است که عدهای از حضور مردم برای رقابت سیاسی خود سوءاستفاده میکنند، بیآنکه پاسخگوی پیامدهای رفتارشان باشند. پرسید: »چرا همیشه به بیراهه میرویم؟« گفتم شاید از ابتدا مسیر را اشتباه رفتهایم. گفتوگو تمام شد و او به زندگی پر از رنجاش بازگشت، به تلاش برای تهیه لقمهای نان و تامین سفره کوچک خانوادهاش. زندگی روزمره، پرسش اصلی را پیش روی ما میگذارد. چرا صدای برخی گروهها در خیابان و تجمعات بلند است و با آنان مدارا میشود اما وقتی مردم از گرانی، فقر و دشواری معیشت فریاد میزنند با چنین تساهلی روبهرو نیستند؟ شعار علیه روحانی، پزشکیان، خاتمی یا هر چهرهی دیگری، بهخودیخود مشکلی از کشور حل نمیکند. آیا اگر سعید جلیلی رییسجمهور شده بود، ایران از حمله خارجی مصون میماند، مشکلات اقتصادی نداشتیم و ارزش پول ملی حفظ میشد؟ هیچکس نمیتواند چنین تضمینی بدهد. واقعیت این است که هر جریان سیاسی که در ساختار قدرت مسوولیتی پذیرفته یا در تصمیمگیریها نقش داشته باید به اندازه سهم خود در نتایج عملکرد پاسخگو باشد. اقتصاد کشور با متهمکردن یک عامل یا یک دولت اصلاح نمیشود. کاهش ارزش پول ملی، تورم و گرانی، حاصل مجموعهای از مشکلات و سیاستهای اقتصادی طولانی مدت است. نمیتوان از یک سو مردم را به نگرانی درباره گرانی دعوت کرد و از سوی دیگر با توضیحهای نادرست و سادهانگارانه، علت مشکلات را از آنان پنهان کرد. حرم امام رضا(ع)، باید محل آرامش و احترام باشد نه عرصهای برای تحمیل دیدگاه سیاسی یا برهم زدن آسایش دیگران. چرا در برابر رفتارهای اخلالگرانه برخی افراد، برخورد قانونی و روشن صورت نمیگیرد؟ مساله نه مخالفت با تجمعات مردمی است و نه دفاع از یک جناح سیاسی. مساله، حق برابر مردم و مسوولیت برابر صاحبان قدرت است. از مسوولان قضایی و اجرایی انتظار میرود معیار برخورد با تجمعات و شعارهای سیاسی را شفاف اعلام کنند و نباید هیچ فرد یا جریانی خود را فراتر از قانون بداند. اعتراض حق مردم است و مصونیت سیاسی نباید امتیاز هیچ گروهی باشد. محدویتهای قانونی باید برای همه یکسان اجرا شود.