در حقیقت طرفین مذاکره با آوردههای خود تلاش میکنند تا طرف مقابل را متقاعد کنند که لیاقت، توان و شایستگی رسیدن و بهدستآوردن خواستههای خود را دارند. مذاکره، تلاشی دو یا چند جانبه است که طرفین مذاکرات میکوشند تا به منفعت یا منافعی از قبل تعریف شده برسند. در واقع این سعی و تلاشی هنرمندانه برای دستیابی به اهدافی مشخص از طریق مصالحه است. در مذاکرات بر مبنای آوردهها، امکانات و تواناییهای طرفین، امکان تحقق خواستهها و رسیدن به نیازها و اهداف وجود دارد. هدف اصلی مذاکره، ایجاد توافقی مشترک و مرضیالطرفین مذاکرهکنندهاست که برد-برد باشد. توافقهایی که رضایت طرفین در آن فراهم نشود و منافع آنها را تامین نکند، دوام نخواهد داشت. در مذاکره، گفتوگوکنندگان در مورد موضوعهای متعدد و مختلفی از تجارت گرفته تا سیاست، قراردادها و…، بحث و گفتوگو میکنند تا به توافقی برسند که درآن نیازها، مصالح و اهداف هر دو طرف تامین شود. هدف مذاکرات، دستیابی به راههایی مصلحانه برای حلوفصل عادلانهی تضادها و اختلافهاست و همچنین رسیدن به تعاملاتی سازنده و انعطافپذیر برای حل تضادها و مسائل فیمابین است. مذاکرات باید به ارتباطات مفید و موثر بین طرفین منجر شود و اسباب ارتقای اعتماد و اعتبار متقابل طرفین گردد و روابطی مثبت و پایدار بین آنها ایجاد نماید. ابزار اصلی مذاکرات، قدرت و آوردههای اوست. طرفین از قدرت بهعنوان ابزار پیشبرنده در مذاکرات استفاده میکنند؛ بهطور مثال ابزار و آوردهی معلم، دانش و نحوهی انتقال بهینه آن است همانطور که ابزار قدرت فروشندههای کالا، اجناسی باکیفیتتر و ارزانتر است و در مقابل ابزار و آوردههای دانشآموز و دانشجو، هوش و استعداد و قدرت فراگیری بهتر است که امکان حضور در محضر اساتید دیگر را به آنها میدهد و آوردهی خریدار، پول نقد و معتبری است که با آن میتواند از فروشندهی دیگری خرید نماید. در واقع، درک طرفین از قدرت طرف مقابل تعیینکننده است. با شرح و اوصافی که رفت، شکل مذاکرات بین ایران و آمریکا اگر چه میتواند در ایجاد توافق نقش داشته باشد اما محتوای مذاکرات مهمتر و موثرتر است. در حقیقت مذاکرات چه مستقیم برگزار شود چه غیرمستقیم، درک طرفین از قدرت، تواناییها و آوردههای آنها در رسیدن به توافق اهمیت روشنی دارد. البته از هنر مذاکرهکنندگان نمیتوان گذشت اما الی و لابد منافع نهایی در مذاکره بر مبنای دستان پر یا خالی مذاکرهکنندهها تقسیم میشود.