خبر فوری

اصلاح ساختار بودجه، ضروری انگار ناپذیر

شهرکرد خنک‌ترین نقطه در کشور شد

صادرات بادام چهارمحال و بختیاری از ۵۰ میلیون دلار گذشت

استاندار: فهرست فعالان اقتصادی هند برای توسعه همکاری با چهارمحال و بختیاری اعلام شود

استاندار: مسائل چهارمحال و بختیاری نیازمند راهکارهای علمی و نوآورانه است

گاهی دریک مجموعه اداری احساس می‌شود که تصمیم‌های مهم منشأ و مبدأیی جز دفتر مدیر ارشد دارد. این تصمیم‌ها که بر کار و زندگی بسیاری اثر می‌گذارند گاه آن‌قدر با منطق تشکیلاتی فاصله دارند که این پرسش را به ذهن می‌آورند:
 آیا واقعاً همه چیز در اتاق مدیر کل رقم می‌خورد؟
به نظر می‌رسد در برخی ساختارها صحنه‌ای از « *مدیریت سایه‌ای»* در جریان است. در این صحنه *مدیران ارشد عملاً اختیار کامل خود را واگذار کرده* و به مجریانی برای دستورات افرادی تبدیل می‌شوند که *نام و نقش رسمی در سازمان ندارند،* اما قدرت تصمیم‌گیری واقعی را در اختیار می‌گیرند.
این تصمیم‌گیری پنهان، به ویژه در مورد حساس ترین موضوعات مانند *عزل و نصب‌های بدون جهت و مبتنی بر سفارش به چشم می‌خورد.  

 پیامدهای یک مدیریت ناپایدار و غیرکارشناسانه
یکی از تلخ‌ترین نتایج این روش *برکناری نیروهای توانمند و ارزشی بر اساس مشاوره‌های غلط و سلیقه‌ای است.* وقتی افراد سخت‌کوش و مؤثر بدون دلیل موجه و تنها بر اساس سفارش یا توصیه‌های غیرکارشناسی *از جایگاه خود کنار گذاشته می‌شوند پیامی ویرانگر به تمام پرسنل سازمان ارسال می‌ شود.* این پیام می‌گوید:
 تعهد و عملکرد خوب تضمینی برای ماندن شما نیست.* چنین وضعیتی به سرعت باعث بی‌انگیزگی عمومی، کاهش اعتماد به ساختار اداری و رکود فعالیت‌های سازنده می‌شود.
کارکنان به جای تمرکز بر بهبود کار دائماً نگران تغییرات غیرمنطقی بعدی خواهند بود.
تصمیم‌هایی که ریشه در تحلیل درست ندارند *در بلندمدت سازمان را فلج می‌کنند.  

در این مدل مدیریتی مسئولیت نهایی تمام تصمیم‌های اشتباه طبق قانون و عرف اداری *متوجه شخص مدیر کل است.  

 به باور نویسنده* واقعیت این است که برخی مدیران *کل اسیر یک «دایره معیوب» می‌شوند:
افرادی غیررسمی برای آنها تصمیم می‌گیرند، آنها اجرا می‌کنند اشتباهات پیش می‌آید، اعتماد تخریب می‌شود و برای جبران دوباره به همان افراد غیررسمی پناه برده می‌شود.
این چرخه ساختار اداری را به شدت تضعیف و *سرمایه انسانی سازمان را فرسوده می‌کند.  

 یک پرسش جدی اینجاست:
چرا برخی *مدیران کل عملاً اختیاری از خود ندارند؟
پاسخ در همین شبکه غیررسمی نهفته است. وقتی تمام اختیارات و تصمیم‌گیری‌های کلان از جابه‌جایی پرسنل تا *پروژه‌های مهم به افراد سایه و غیرمسئول سپرده می‌شود* مدیر به چهره‌ای تشریفاتی تبدیل می‌ شود که تنها مسئولیت شکست‌ها بر دوش اوست، بی‌آنکه قدرت اصلاح امور را داشته باشد.
این وضعیت نه تنها جایگاه قانونی مدیریت را خالی می‌کند بلکه سازمان را در برابر اشتباهات فاحش *این تصمیم‌سازان پنهان کاملاً آسیب‌پذیر می‌سازد.  

 مدیریت سایه‌ای* تنها یک مشکل داخلی نیست؛ *یک الگوی خطرناک است که اعتبار کل نظام اداری را خدشه‌دار می‌سازد.
مدیرانی که اجازه می‌دهند کانون واقعی تصمیم‌گیری از دفترشان به جای دیگری منتقل شود. در حقیقت پایه‌های اقتدار قانونی و مشروع خود را تخریب می‌کنند.
 تاریخ قضاوت خود را خواهد داشت و پاسخ‌گویی نهایی از چهره‌های رسمی طلب خواهد کرد.
موفقیت یک سازمان بزرگ *هیچ‌گاه محصول رایزنی‌های پشت پرده نبوده است.
تنها راه برون‌رفت بازگشت شجاعانه به اصول مدیریت علمی *تصمیم‌گیری بر اساس شایستگی و اطلاعات شفاف
و مسئولیت‌پذیری کامل در قبال تمام انتخاب‌هاست.
آیا  وقت آن نرسیده که مدیران سکان هدایت سازمان را خود به دست گیرند و به جای اجتناب از مسئولیت رهبری را معنایی دوباره بخشند؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *