مصداق عینی موضوع تنش نزدیک به جنگ و درگیری بزرگ بین ایران و رژیم خونخوار حاکم بر اراضی اشغالی است. از آنجا که تنش بیشتر در خاورمیانه و جنگ بین ایران و اسرائیل برای روسیه موهبتی آسمانی محسوب میشود، از عمل به الزامات دوستی در روزهای سخت، پرهیز و استنکاف میکند. مسکو حتی در ابعاد سیاسی و دیپلماتیک حاضر به حمایت از ایران نبوده و نیست چه رسد به اجرای توافقهایی که برای فروش سلاح، سامانههای پدافندی و راداری و جنگنده با ایران داشته و به آنها متعهد نمانده و عمل نمینماید. دربارهی روسیه همین بس که بدانیم زمانی که تنش ایران با اسرائیل به این سطح خطرناک نرسیده بود و روابط روسیه با غرب بهشدت پرتنش بود، باز هم از فروش تجهیزات پیشرفته نظامی به ایران پرهیز کرد. در همین ایامی که امکان برخوردهای نظامی و پینگپنگی بین ایران و رژیم اشغالگر تا یک جنگ تمام عیار حس میشود، روسیه حتی برای خالی نبودن عریضه و تظاهر، هیچ حرکت سیاسی و دیپلماتیکی از خود نشان نداد که بیانگر متحد ایران باشد. هیچ تماسی مبنی بر حمایت از سوی پوتین و وزیرخارجهاش با همتایان ایرانی دیده نشد. روسها حتی حاضر نشدند با نتانیاهو درخصوص کاهش تنش با ایران صحبت کنند. چنین متحد راهبردی به درد لای جرز میخورد و جالب است که همین ویژگیها و خصوصیات دربارهی کشور متحد دیگر ایران، یعنی چین، صادق است و آنها فقط شاهد اوضاع خطرناکی هستند که طبعا برای ایران و ایرانی، خسارتبار خواهد بود. نکتهی جالب ماجرا آنجاست که اسرائیل طوری وانمود کرده بود که در سالگرد عملیات ۷ اکتبر حماس، تلافی موشکباران هفتهی گذشته را میکند و حتی پروازها از ساعت ۹ شب تا ۶ صبح ممنوع شد که با دخالت آمریکا و پیشنهادهای وسوسهانگیز به صهیونیستها، آنها را از انجام عملیات منصرف کردند که دوباره پروازهای داخلی از سر گرفته شد. البته که آمریکا دلش به حال ایران و ایرانی نسوخته بود که با اسرائیل معامله کرد و قطعا و بلاشک منافع خودش ایجاب میکرد که حملهی اسرائیل به زیرساختهای اصلی و هستهای صورت نگیرد. باری دنیا در اندیشه تامین منافع ملیاند و ما هم باید باشیم.