هر چند نام این پروژهها ملی لحاظ میشود ولی در عمل شرکتی از یک استان وارد قلمرو مدیریتی استان دیگر میشود ، در این راستا زمینها را تملک و پروژهها را اجرا میکند و در نهایت مدیریت بهرهبرداری پروژه را نیز انجام میدهد. این روش، حتی اگر برای تأمین آب شرب باشد، از نگاه حکمرانی آب ناپایدار و ناعادلانه است.
مدیریت آب باید بر همکاری، احترام به نهادهای محلی و مرزهای سیاسی استوار باشد، حذف نهادهای محلی اعتماد را نابود و توسعه پایدار را متزلزل میکند.
راه شایستهتر این است که شرکت منطقه متقاضی، از راه قانونی و با مشارکت نهاد رسمی از شرکت منطقه دارای آب، تقاضای آب نماید و با مشارکت دو شرکت نسبت به خرید آب اقدام نماید. در این طرح حاکمیت محلی به رسمیت شناخته میشود، منافع حاصل از انتقال آب به منطقه مبدا بازمیگردد و تامین آب پایدارتر خواهد بود. هر چند این امر نیز نیازمند تمهیداتی است که تامین آب را پایدار نماید.
توسعه پایدار فقط با عدالت نهادی و همکاری همه گروداران امکانپذیر است.