دلیل و منطق این ناتوانی، شخص مسعود پزشکیان نیست که دولت متشکل از مدیران ردهی اول در کابینه و وزارتخانهها و مدیران میانی در ارگانها و نهادهای اجرایی کشور به تعداد تقریبی سههزار نفر است و برای توفیق خدمت و غلبه بر مشکلات، این سههزار نفر باید در هماهنگی کامل با رییسدولت باشند.
این سلسله مراتب مدیریتی فقط در سیستمهای حزبی موفق عمل میکنند که اعضا باید در مقابل اعضای ارشدتر حزب پاسخگو باشند و چنین روشی و چنان سیستمی در ایران موجود نیست. بنابراین هر کدام از مدیران، بهخصوص مدیران میانی ممکن است ساز خودشان را بنوازند. عرض شود که توقعمان را از او با واقعیت، متناسبسازی کنیم. پزشکیان عضو هیچ حزب، گروه و دستهای نبوده و اکنون که اقبال تشکیل دولت را پیدا کرده، جماعتی به هوس پست و جایگاه او را همراهی میکنند که در افکار و اعتقادات، نقاط مشترک قابل ذکری با او ندارند بهعلاوه اینکه اغلب آنها مدیران سابق و اسبق در ردههای مختلف کشور بودهاند و کارنامههای قابل ذکری ندارند.
اما با این اوصاف و اوضاع، پزشکیان همچنان خیرالموجودین است، پیشینه و عملکردش صدها بار بهتر از رقیب خواهد بود چون اهل دروغ، تندروی، وعدههای پوچ و پوشالی و ریا نیست. با این حساب در دور دوم تکلیف کاملا روشن است، یکطرف کسی است که در هیچکدام از عکسهای دورهمی او در ستاد مرکزی، حتی یک خانم برای خاطر قسم حضور ندارد و حتی بهجای دخترش برای مصاحبه تلویزیونی، امیرحسین ثابتی را فرستاد. انگار با عدد و رقم بیگانه است که در یکی از مناظرههای تلویزیونی گفت: »میتوانیم ۱۱ میلیارد دلار صادرات صیفیجات به روسیه داشته باشیم.« در حالیکه کل و تمام رقم صادراتی صیفیجات ایران، کمی بیشتر از ۲۵۰ میلیون دلار است و مهمتر اینکه رقم اصلی صادرات جهانی صیفیجات بیشتر از سه میلیارد دلار نیست. انتظار نمیرود پزشکیان در کوتاهمدت بتواند مصائب اقتصادی را به نفع سفره مردم کاهش دهد، اما میتوانیم امیدوار باشیم که اوضاع بدتر نخواهد شد یا لااقل سرعت فقر و فلاکت کُند شود و دیگر اینکه احتمالا فضای سیاسی و فرهنگی، بستهتر نخواهد شد و حتی امکان تنفس بیشتر هم فراهم شود. پس برای همین قدمهای کوچک، انتظار میرود جمعه ۱۵ تیر جدیتر و قویتر از جمعه ۸ تیر پای صندوق برویم.