تصمیمگیری برای مملکت و بهاسم ملت با سلایق و علایق شخصی، راه رستگاری و توسعه نبوده، نیست و نخواهد بود. در ایام انتخابات، مسعود پزشکیان آنچنان ژستی گرفته بود که گاهی جرقهای تندری از ذهن عبور میکرد که او میتواند بخشهایی از امور را به ریل برگرداند و مانع ادامهی تصمیمهای غلط و اشتباه باشد. پاسخگونبودن مدیران، مسوولان و حتی نمایندگان یکی از بزرگترین موانع رشد و توسعهی کشور است. این معضل تا آنجاست که در این سرزمین حتی مدیران درجه دو و سه یعنی استانداران، فرمانداران و مدیران کل و استانی هم جرات و جسارت نشستن در مقابل خبرنگاران را ندارند. حضور گاهبهگاه آنها در صداوسیما و نشستهای خبری مدیریتشده را هیچ اهل رسانهای، پاسخگویی حساب نمیکند که هیچ خبرنگاری پرسشهای از قبل هماهنگشده را خبرنگاری نمیداند که نیست. چنین حضورها و نشستهایی رپرتاژ در قالب مصاحبهاند که متاسفانه دهههاست به خورد ملت میدهند. گفتوگوی پزشکیان با سه فعال سیاسی و رسانهای به مناسبت هفتهی دولت، هر چند گامی کوچک و روبهجلو بود اما کافی نیست بهدلایل زیادی از جمله اینکه بین آن سهنفر تنها علیرضا معزی در سایت خبری »خبرآنلاین« در رسانه فعال است و البته قابل یادآوریست که خبرآنلاین هیچ نمایندگی از ۱۴ هزار رسانهی رسمی مجوزدار ایرانی ندارد. عبدالله گنجی و سیدمحمدعلی ابطحی هیچ سمت رسانهای ندارند و آنها را میتوان فعالان سیاسی در عرصهی اصولگرایی و اصلاحطلبی بهشمار آورد. از طرف دیگر باید پذیرفت که جامعهی ایرانی از جناحهای سیاسی اصولگرا و اصلاحطلب عبور کرده و آنها نمایندگان سیاسی مردم نیستند. در واقع، هیچ حزب و گروه سیاسی، صدای اکثریت مردم ایران نیست و ایرانیان امروز طیفهای مختلفی در حوزهی سیاست و رسانه هستند. با این حساب کمی تا قسمتی به حرفهای سیدمهدی طباطبایی همکار رسانهای دولت امیدوار میمانیم که گفته بود: »گفتوگوی متفاوت رییسجمهور با اقشار مختلف با سلایق متنوع در دور زمانی کوتاهی تکرار خواهد شد.« پاسخگویی و مصاحبه، نشستهای خبری چالشی و بدون ملاحظات سیاسی است که مسوولان و مدیران با تعداد زیادی از نمایندگان رسانههای معتبر با سوالاتی بدون هماهنگی قبلی برگزار میکنند و تا آنجا که بهیاد دارم در ایران، نمونه ندارد. قدرت جمهور که به توسعه منجر میشود در پاسخگویی بلاشرط مدیران و مسوولان است.