از گرانی کاغذ و کمشدن صفحات نشریات تا نپرداختن به مسایل پر اهمیت جامعه برای نوشتن که مملو است از انگارههایی که نه در قانون مطبوعات منع شدهاند نه در قانون اساسی؛ اما نمیتوانید به آن بپردازید.
نوعی خودسانسوری نانوشته برای اهالی رسانه بهوجود آورده است. انواع سوژههایی که جان مردم را به لب رسانده و آنان را در پیکره گرانی، بد مدیریت کردن جامعه، عدم اعتماد، عدم اقناع مردم توسط مسوولین ، پرداختن به فساد ، حتی اطمینان نداری که میتوانی از پوتین روسی بهخاطر نمایش و حضور مضحک وزیر خارجهاش و مشارکت در تایید امیال پلید کشورهای کوچک ساحلی خلیج فارس علیه منافع ملی کشور ، بنویسی یا نه!
دوست گرانقدری برایم نوشت ؛ »وقتی همه دادههای تمامی نشریات کشور از فساد »چایدبش« از یک گزاره چندکلمهای فراتر نمیرود. وقتی روزنامهنگار تحقیقی اجازه دریافت اطلاعاتی بیش از آنچه منتشر شده را ندارد ، چه باید کرد!
« روزنامهنگار موظف است براساس آنچه قانون مطبوعات و قانون اساسی برایش فراهم آورده با انتشار آگاهی و اطلاعات لازم در توسعه و پیشرفت سرزمینش و امکان انتشار گزارش بتواند فساد و نفوذ دشمن را »سوتزنی« کند. یعنی آن را به ساحت گرانقدر کلمات بسپرد و از سرزمینش و از منافع کشور و مردم دفاع کند.
آیا امکان آن فراهم است؟ به تمامی یادداشتها و تفسیر و تحلیل اخبار منتشره در رسانهها توجه بفرمایید؛ بیشترین مطالب منتشره نقد یا تایید نقلقولهای مسوولان است که چندان چنگی به دل نوشتن نمیزند. روزنامهنگار باید بتواند با احساس قدرت و توان لازم و پشتیبانی قانون رنج و درد مردم را بشکافد ، از اندرونی سازمانها و ادارات تا آنجا که منافع ملی صدمه نبیند مطالب درست و درمان کشف و منتشر کند.
اصلا روزنامهنگاری یعنی هنر کشف آنچه که ظاهرا نیست ؛ اما هست. مدیران عادت کرده به مداحی و تایید افکار و اعمال خود ، چگونه میتوانند لبه نقد را تحمل کنند و هم به جایگاهشان خسارتی وارد نیاید. گویی آنچه مهم نیست منافع ملی و مردم است. و آنچه باید ذاتا پدیدار نشود نقد و انتقاد سازنده برای ورود به عرصه توسعه است.
آمارهای رسمی دولتی چنان با حقیقت روی زمین و زندگی روزمره مردم منافات دارد که مپرس! رییسجمهور هنگام تقدیم بودجه به مجلس رشد کشور را 14درصد خواند. آیا چنین رقمی از رشد در هیچ کجای جهان امکان وقوع دارد؟ اکنون رشد ژاپن ۷.۲ درصد است هر چند گاه از ده درصد نیز عبور کرده ، اما هرگز 14درصد نبوده است. چرا بعدها که تیم اقتصادی دولت ابراهیم رئیسی آن را نزدیک به ۸ درصد دانست گفته رییس دولت را تصحیح نکرد و ساده از کنار آن اشتباه گذشت.
روزنامهنگار باید بتواند هزارتوی سخت و پر مانع تحقیق برای کشف حقیقت را بپیماید و دادههای لازم را برای طرح گزارش خود فراهم کند؛ آیا این وجه امکان پذیر هست یا خیر!
ابراهیم رئیسی به وزیر ارتباطات »توصیه« میکند: »سرعت اتصال و اتباط اینترنت کند و پایین است!«. به نظر شما مخاطبین اینترنت آیا وزیر و مجموعه داخل در موضوع نباید توسط رییسجمهور توبیخ شوند که به توصیه رییسدولت در حضور جامعه نیازی نباشد؟ کدام روزنامهنگار جرأت دارد برود وزارت ارتباطات و برای اقناع نزدیک به ۷۸.6درصد کاربر اینترنت کشور اطلاعات لازم در چگونگی زجرآوری پایین بودن سرعت اینترنت را فراهم کند.
روزنامهنگاری با ممانعتهایی که حتی امکان فهرست آن نیست چه کاری باید انجام دهد. اطمینان داریم در صورت بازشدن چنان فضایی کسی از ترس گزارش و اخبار رسانهها جرأت ورود به فساد و خیانت به کشور را به خود نخواهد داد. حوزه روزنامهنگاری با نوشتن کار دارد. چقدر از نقلقول مسوولان بنویسند ، گویندگان آن گفتارها آن را به هیچ گیرند. روزنامهنگاری با این ممانعتها در حال احتضار است. روزنامهنگار ، چنانکه موظف است از پیروزیها ، شایستگیها ، پیشرفت ، توسعه و رشد جامعه و مردمش درصورت وقوع بنویسد باید بتواند از موانع آن نیز قلم بزند و آن را آسیبشناسی کند. عاقبت روزنامهنگاری ایران زمین چه خواهد شد!؟