خبر فوری

اصلاح ساختار بودجه، ضروری انگار ناپذیر

شهرکرد خنک‌ترین نقطه در کشور شد

صادرات بادام چهارمحال و بختیاری از ۵۰ میلیون دلار گذشت

استاندار: فهرست فعالان اقتصادی هند برای توسعه همکاری با چهارمحال و بختیاری اعلام شود

استاندار: مسائل چهارمحال و بختیاری نیازمند راهکارهای علمی و نوآورانه است

پیچیدگی جهان مدرن و مدیریت در آشوب

جهان امروز یک «سیستم پیچیده» است. در نگاه سنتی، جهان قابل پیش‌بینی، خطی و کنترل‌پذیر تصور می‌شد، اما اکنون می‌دانیم که رویدادها و پدیده‌ها در هم تنیده و وابسته به یکدیگرند. برای درک این مفهوم، می‌توان به «نظریه آشوب» رجوع کرد. این نظریه به ما می‌گوید که در سیستم‌های پیچیده، تغییرات کوچک می‌توانند به نتایج بزرگ و غیرقابل پیش‌بینی منجر شوند؛ پدیده‌ای که به «اثر پروانه‌ای» معروف است. یک تصمیم به ظاهر کوچک در حوزه اقتصادی می‌تواند تبعات اجتماعی گسترده‌ای به دنبال داشته باشد یا یک تغییر اداری جزئی، اعتماد عمومی را به شدت خدشه‌دار کند.

مدیریتی که این پیچیدگی را درنیابد، در دام ساده‌انگاری می‌افتد. او تصور می‌کند با صدور یک بخشنامه می‌توان یک مشکل چندبعدی را حل کرد، غافل از اینکه آن مشکل، ریشه در لایه‌های عمیق‌تری دارد. بنابراین، اولین گام برای درک شرایط، پذیرش همین «پیچیدگی» و «غیرخطی بودن» است. مدیران باید از نگاه مکانیکی و ماشین‌وار به جامعه دست بردارند و بپذیرند که جامعه یک ارگانیسم زنده، پویا و پاسخگو است که به تحریکات، واکنش‌هایی نشان می‌دهد که همیشه در چارچوب پیش‌بینی‌های ما نمی‌گنجد.

ارکان اصلی درک شرایط موجود

درک شرایط موجود تنها به معنای آگاهی از آمار و ارقام اقتصادی نیست. این درک، ابعاد گسترده‌تری دارد که غفلت از هر یک، تصویر را ناقص می‌کند.

۱. درک اقتصادی: فراتر از اعداد خشک

اقتصاد تنها به تورم،بیکاری و رشد تولید ناخالص داخلی خلاصه نمی‌شود. درک شرایط اقتصادی به معنای فهم «احساس اقتصادی» جامعه است. باید دریافت که فشار معیشتی بر یک خانواده کارمندی یا بازنشسته دقیقاً چگونه است. باید چالش‌های یک تولیدکننده کوچک در مواجهه با قوانین دست و پا گیر و نوسانات بازار را لمس کرد. باید ساختارهای رانتی و توزیع ناعادلانه ثروت را به رسمیت شناخت. مدیریتی که در برج عاج نشسته و تنها آمارهای کلان را می‌بیند، هرگز طعم واقعی مشکلات اقتصادی را نخواهد چشید و در نتیجه، نسخه‌هایی می‌پیچد که با واقعیت‌های میدانی همخوانی ندارد.

۲. درک اجتماعی: شنیدن نبض جامعه

جامعه ایران،جامعه‌ای جوان، پویا و خواهان تغییر مثبت است. شکاف نسلی، تغییر ارزش‌ها، انتظارات فزاینده برای مشارکت سیاسی و اجتماعی، و جریان‌های نوظهور فرهنگی از ویژگی‌های بارز آن است. مدیران باید بتوانند این تحولات را رصد کرده و معنای آن را بفهمند. باید به صدای معترضان، دغدغه‌های نخبگان، آرزوهای جوانان و خستگی قشر فرودست گوش سپرد. نادیده گرفتن این خواست‌ها و انتظارات، یا برچسب زدن به آنها، تنها به عمق یافتن شکاف بین «حکمرانان» و «مردم» دامن می‌زند و مدیریت کشور را با بحران مواجه می‌کند.

۳. درک زیست‌محیطی: پذیرش یک اضطرار ملی

شرایط زیست‌محیطی ایران در مرز هشدار قرار دارد.بحران آب، فرسایش خاک، آلودگی هوا و تغییرات اقلیمی، دیگر موضوعاتی حاشیه‌ای نیستند. اینها مسائلی هستند که امنیت ملی، سلامت جامعه و پایداری توسعه را به طور مستقیم تهدید می‌کنند. مدیرانی که درک درستی از شرایط موجود دارند، پروژه‌های عمرانی را بدون ارزیابی دقیق زیست‌محیطی پیش نمی‌برند و کشاورزی ناپایدار را تداوم نمی‌بخشند. آنها می‌دانند که ادامه روند کنونی، نسل‌های آینده را با مخاطره‌ای جبران‌ناپذیر روبرو خواهد کرد.

۴. درک فناورانه و جهانی: غفلت از قافله پیشرفت

جهان به سرعت در حال دگرگونی دیجیتال است.انقلاب در فناوری‌های اطلاعاتی، زیستی و ارتباطی، سبک زندگی، اقتصاد و حتی حکمرانی را متحول کرده است. مدیران باید درکی واقعی از جایگاه ایران در این منظومه جهانی داشته باشند. آیا ما تنها مصرف‌کننده فناوری هستیم یا می‌توانیم در تولید آن نقش ایفا کنیم؟ چگونه می‌توان از فرصت‌های دیجیتال برای حل مشکلات داخلی، از جمله شفافیت‌سازی، کاهش بوروکراسی و ارتقای آموزش بهره برد؟ نادیده گرفتن این موج عظیم، به معنای حاشیه‌نشینی همیشگی در نقشه جهانی است.

راهکارها: چگونه می‌توان عمق شرایط را درک کرد؟

نتیجه اینکه درک شرایط موجود توسط مدیران، یک «سوئیچ استراتژیک» برای خروج از بن‌بست‌های کنونی است. این درک، داروی غرور کاذب، انفعال و تصمیم‌گیری‌های نادرست است.

اکنون با استناد به بیانات رهبر معظم انقلاب، می‌توان بر رسالت خطیر مسئولان و مدیران در شناخت و درک شرایط موجود کشور تاکید کرد. بیانات ایشان به ویژه در خطبه‌های نماز عید فطر ۱۳۹۴، نکات کلیدی و راهبردی را در این زمینه ارائه می‌دهد.

انتظار رهبری از مسئولان: تصمیم‌گیری بر اساس مصالح ملی

در بیانات عید فطر، رهبر معظم انقلاب با تشکر از زحمات دست‌اندرکاران مذاکرات هسته‌ای، انتظار اصلی از مسئولان را اینگونه تبیین کردند: “انتظار ما این است که دستاندرکاران، با دقّت مصالح را -مصالح کشور را، مصالح ملّی را- در نظر بگیرند و آنچه را تحویل ملّت خواهند داد، بتوانند با گردن افراشته، در مقابل خدای متعال هم ارائه بدهند”.

این جمله حاوی چندین پیام مهم برای تمامی مدیران و مسئولان است:

پایداری در اصول و حمایت از ارزش‌ها

ایشان در ادامه با قاطعیت بر حفظ اصول اساسی نظام تاکید کردند و فرمودند: “اجازه‌ی خدشه‌ی در اصول اساسی نظام اسلامی به کسی داده نخواهد شد؛ قابلیّت‌های دفاعی و حریم امنیّت کشور، به فضل الهی حفظ خواهد شد” و همچنین “ما از حمایت دوستانمان در منطقه دست نخواهیم کشید”. این بخش از بیانات، خط قرمزهای مدیران در درک و عمل به شرایط را مشخص می‌کند:

 

 رسالت مدیران در تراز نظام اسلامی

با تلفیق بیانات رهبری و اصول مدیریتی، می‌توان نتیجه گرفت که رسالت اصلی مسئولان و مدیران این است:

· تکریم، جذب، هدایت و مشارکت دادن مردم برای عبور جمعی از مشکلات، نه وعده حل معجزه‌آسای تمامی مشکلات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *