خبر فوری

شهرکرد خنک‌ترین نقطه در کشور شد

اصلاح ساختار بودجه، ضروری انگار ناپذیر

صادرات بادام چهارمحال و بختیاری از ۵۰ میلیون دلار گذشت

استاندار: فهرست فعالان اقتصادی هند برای توسعه همکاری با چهارمحال و بختیاری اعلام شود

استاندار: مسائل چهارمحال و بختیاری نیازمند راهکارهای علمی و نوآورانه است

هر روز صبح که از خانه بیرون می‌زنیم، از خیابانی می‌گذریم که نه مهندسش بوده‌ایم، نه تصویبش کرده‌ایم، اما اگر چاله‌ای در آن باشد، پای ما در آن می‌رود. اگر پیاده‌رویی اشغال شده باشد، کودک ما روی آسفالت راه می‌رود. اگر پارکی در محله نباشد، سالمند ما روی نیمکت اتوبوس می‌نشیند. شهر، محصول روزمره‌ترین تجربه ماست، اما تولید آن، فرایندی است که از یک صندوق رأی شروع می‌شود و به تصمیم یک تیم مدیریتی ختم می‌شود. فهم این زنجیره، شاید اولین قدم برای آن باشد که شهر را جدی‌تر بگیریم.

قانون اساسی ایران ، شوراها را تجلی مستقیم اراده مردم در اداره جامعه شهری و روستایی دانسته است . این عبارت کوتاه، مسئولیتی سنگین بر دوش شهروند می‌گذارد. شورای شهر، پارلمان شهری است؛ نهادی که بودجه شهر را تصویب می‌کند، بر عملکرد شهرداری نظارت می‌کند و مهم‌تر از همه، شهردار را انتخاب می‌کند . وقتی پای صندوق رأی می‌ایستیم، در واقع داریم تصمیم می‌گیریم که چه کسانی برای چهار سال آینده، در مورد خیابان‌ها، پارک‌ها، حمل‌ونقل عمومی و کیفیت هوای شهر ما تصمیم بگیرند. اگر این انتخاب را سبک بگیریم، اگر به وعده‌های کلیشه‌ای بسنده کنیم و به تخصص و سابقه افراد بی‌توجه باشیم، اولین حلقه زنجیره مدیریت شهری سست می‌شود. تجربه دوره‌های گذشته نشان داده است که مردم هرگاه انتخابات شورا را جدی گرفته‌اند و به سوابق و عملکرد گذشته کاندیداها نگاه کرده‌اند، نتایج بهتری گرفته‌اند . شهروندی که رأی می‌دهد، فقط یک حق را اعمال نمی‌کند؛ یک مسئولیت را می‌پذیرد.

اعضای شورای شهر، پس از رسمیت یافتن، موظف‌اند بلافاصله نسبت به انتخاب شهردار واجد شرایط اقدام کنند. این انتخاب، به تعبیر کارشناسان، سخت‌ترین و بزرگ‌ترین وظیفه شوراست . شهردار، مدیر اجرایی شهر است؛ کسی که با بودجه‌ای که شورا تصویب می‌کند، باید خدمات شهری را سازمان دهد، پروژه‌های عمرانی را پیش ببرد و در برابر بحران‌ها پاسخگو باشد. اگر شورا در این انتخاب، معیارهای سیاسی و قومیتی را بر تخصص و تعهد و پاکدستی ترجیح دهد، نتیجه آن شهرداری خواهد بود که به جای حل مشکلات مردم، درگیر لابی‌های سیاسی و روابط شخصی است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که در چنین شرایطی، حتی انتصاب مدیران ارشد شهرداری نیز بر اساس هم‌سویی سیاسی و روابط شخصی صورت می‌گیرد، نه بر اساس تخصص و سازگاری با بدنه شهرداری. در مقابل، شورایی که شهردار متخصص و متعهد انتخاب می‌کند، سنگ بنای یک مدیریت شهری کارآمد را گذاشته است. معیارهای تخصص، تعهد، پاکدستی و تقوا به عنوان ملاک انتخاب شهردار، تصادفی نیستند؛ هر کدام یک شکست احتمالی را دفع می‌کنند.

 

شهردار پس از انتخاب، تیم مدیریت شهری را می‌چیند. اینجاست که کیفیت زنجیره، خود را در عمل نشان می‌دهد. اگر شهردار متخصص و متعهد باشد، مدیرانی را انتخاب می‌کند که تجربه و مهارت لازم را دارند، از دل بدنه شهرداری برخاسته‌اند و با پیچیدگی‌های مدیریت شهری آشنا هستند. چنین تیمی می‌تواند پروژه‌های نیمه‌تمام را تمام کند، بودجه را بهینه هزینه کند و در برابر بحران‌هایی مثل سیل و زلزله و آلودگی هوا عملکردی منسجم داشته باشد. اما اگر شهردار از تخصص کافی برخوردار نباشد یا به جای پاسخگویی به شورا و مردم، به لابی‌های سیاسی دل ببندد، نتیجه چه می‌شود؟ تجربه نشان داده است که در چنین شرایطی، انتصابات به ابزاری برای رزومه‌سازی تبدیل می‌شود؛ مدیرانی که چند ماه در یک پست می‌مانند تا نامشان در رزومه ثبت شود، بدون آنکه تجربه واقعی کسب کنند . ثبات مدیریتی از بین می‌رود، تصمیمات نیمه‌کاره می‌مانند و در نهایت، شهروند است که هزینه بی‌تخصصی را می‌پردازد. یک مدیر ناکارآمد در حوزه خدمات شهری، یعنی زباله‌ای که به موقع جمع نمی‌شود؛ در حوزه عمرانی، یعنی پروژه‌ای که سال‌ها نیمه‌تمام می‌ماند؛ در حوزه مالی، یعنی بودجه‌ای که به جای اولویت‌های واقعی مردم، صرف هزینه‌های غیرضروری می‌شود.

نکته کلیدی این است که این سه حلقه، از هم جدا نیستند. شهروند بد انتخاب کند، شورای ناکارآمد سر کار می‌آید. شورای ناکارآمد شهردار ضعیف انتخاب می‌کند. شهردار ضعیف تیم ناکارآمد می‌چیند. و تیم ناکارآمد، زندگی روزمره همان شهروندی را مختل می‌کند که در ابتدا رأی داده است. این یک چرخه است؛ چرخه‌ای که می‌تواند به سمت بهبود بچرخد یا به سمت زوال. شوراها به دلیل ماهیت محلی و آشنایی چهره‌به‌چهره با مردم، ظرفیت بالایی برای جلب مشارکت شهروندان دارند  .  اما این ظرفیت تنها زمانی فعال می‌شود که شهروندان بدانند این زنجیره چگونه کار می‌کند و نقش خود را در آن جدی بگیرند.

اگر بپرسیم مدیریت شهری چگونه به دست خود مردم اداره می‌شود، پاسخ در یک جمله خلاصه می‌شود: از طریق انتخاباتی که آگاهانه باشد، شورایی که تخصص را بر سیاست‌بازی ترجیح دهد، و شهرداری که تیمش را از میان متخصصان متعهد برگزیند. هر حلقه، حلقه بعدی را می‌سازد. و اولین حلقه، در دست خود ماست. شهر، امانتی است که هر چهار سال یک بار، فرصت داریم امانتدارانش را انتخاب کنیم. اگر این فرصت را جدی نگیریم، نباید از چاله‌های خیابان، پارک‌های نیمه‌ساخته و اتوبوس‌هایی که دیر می‌رسند گلایه کنیم. شهر، آینه انتخاب‌های ماست.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *