با خودم میگویم مخاطب ایشان کیست ؟ مردمند یا خودشان ؟!
اگر مردمند که تکلیف مشخص است اگر خودشان و زیرمجموعه شان منظور است پس چرا علنی بیان میکنند؟!!
شاید شما هم از این دست سخنان از مسئولین کشوری ، وزرا ، ریاست بانک مرکزی و حتی مسئولان استانی بارها شنیده باشید و تعجب کنید مخاطب این انتقادات و گلایه ها کیست ؟!
اینگونه سخنان که از زبان برخی مسئولین جاری میشود باعث سردرگمی ما عوام میشود که حالا که فلان مسئول مشکل و کاستی را بخوبی میشناسد چرا برای حل آن دست بکار نمیشود ؟! یا حالا که درد در سیستمی تشخیص داده شده است پس مسئول درمانش چه کسی است ؟!!
اگر بخواهم موضوع را بیشتر بشکافم شاید باعث مضحکه برخی مسئولین شود که خودشان در دو جایگاه همزمان بدهکار و طلبکار نشسته اند و مردم را هالو فرض میکنند !
البته هیچکس نمیگوید که مسئولان نباید انتقاد کنند ، اتفاقا اگر انتقادی از درون سیستم با شجاعت و شهامت بیان شود میتواند اصلاح کننده معایب و کاستی ها باشد ولی انتقاد از جایگاه مسئولیت و انتقاد از جایگاه تماشاگر توسط یک مسیول جای کمی تامل دارد !!
انتقادی که مسئولانه باشد زمینه تغییر را فراهم خواهد کرد ولی انتقادی که غیر مسئولانه باشد بهانه ای برای سلب مسئولیت و شانه خالی کردن از پاسخگویی است !!
وقتی مردم از زبان مسئولین فقط بیان مشکلات و کاستی های جامعه را ببینند ، آنهم شبیه لحن خودشان که روزانه در ادارات و صف نانوایی و راهروهای دادگاهها ، احساس میکنند کسی برای حل مشکلاتشان تلاش که نمیکند ، بلکه مسئولیت ها در چرخه ای بی انتها از گلایه ها و انتقادات گم شده اند که این باعث بی اعتمادی به دولت و دولتیان خواهد شد .
معتقدم مسیول واقعی کسی است که از بیرون به سیستم اداری خود نگاه کند و از درون با شجاعت و تدبیر به اصلاح و تغییر وضع موجود سیستم تحت مدیریت خود بپردازد ، جامعه ما امروزه به مسولانی نیاز دارد که منتقد باشند اما مسئولانه!!