در تمام سالهایی که مقابله و حل مسائل را نادیده گرفتند، بحرانهایی پدید آمد که اکنون لاینحل مینماید که یا راه چارهای برایشان وجود ندارد یا دستیابی به آن سخت و طولانیمدت است. زمانی که کمبود آب، مساله بود همه از کنارش گذشتند و اکنون به بحرانی عظیم تبدیل شده که ممکن است بخشهای مهمی از کشور را خالی از سکنه کند. از این دست بحرانها در کشور ایران، کم نیست و شوربختانه روز به روز به تعداد آنها افزوده میشود. با تمام گرفتاریها و مشکلاتی که مردم را در تنگنا قرار داده دو راه بیشتر، پیش روی مسوولان نیست. یا میتوانند مانند تمام سالهایی که از کنار مصائب و مشکلات گذشتند، بر مشکلات چشم ببندند و بگذرند تا مسائل را به بحرانهای بزرگ تبدیل کنند یا به فکر حل مسائل مملکت باشند و اوضاع را بهسمت بهبود ببرند. هر کشوری برای بقا نیازمند ارتباط با جهان پیرامون است و ایران از این قاعده مستثنی نیست. اگر همچنان در بنبست روابط قرار بگیریم ناچاریم منابع را به دو سه کشور، ارزان بفروشیم و بهجای دریافت پول، کالاهای بنجل و غیر ضروری دریافت کنیم. حالا که در نوزدهیمن روز از سال جدید هستیم، اگر مسوولان ارادهای برای حل مسائل داشته باشند، مردم نیز با آنها همراه شوند و در مقابل افکار پلید دشمنان، همدلی و یکپارچگی ملت و حاکمیت، بهترین راه نجات خواهد بود. وعدههای دروغ، نمیتواند امنیت و رفاه را به مردم برگرداند. اگر قرار است در سال جدید مسوولان به فکر راه چاره برای رفع مشکلات ملک و ملت باشند باید صادقانه با مردم حرف بزنند. چرا هیچکدام نمیگویند مسالهی آب به بحران، تبدیل شده و تامین انرژی به در بسته خورده است. مردم باید بدانند که به چه دلیل مجبور به تحمل مشکلات هستند. همراهی مردم از داشتن بمب هستهای برای هر کشوری ضروریتر است. دنیا بنبست نیست مگر اینکه کسانی بخواهند مردم را در بنبست قرار دهند. تنها مسالهای که راهی برای فرار از آن وجود ندارد، مرگ است. شایسته است که مسوولان به فکر حل مسائل مملکت باشند و حتی اگر شده برای یک سال، اولویت و مبنای تصمیمگیری را به مردم اختصاص دهند.