وضعیت اجتماعی ایرانیان بهگونهای رقم خورده است که اکثر افراد جامعه، رفتار یگانه از خود نشان نمیدهند. آنها بر وفق مکان و موقعیت زمانی چهرههای مختلف از خودشان بروز میدهند. در تنهایی بهگونهای رفتار میکنند و در جمعی به تناسب بهگونهای که خوشایند آن جمع و محفل باشد نقش بازی میکنند. در نگاه نخست بهنظر میرسد اینگونه رفتار نوعی زیرکی و توانمندی باشد اما درحقیقت چنین نیست.
بهواقع این حالت ، نوعی درگیری درونی همیشگی ایجاد میکند و از این جهت آن را بیماری مینامیم اما چون فراگیری زیادی دارد آن را باید بیماری اجتماعی دانست. اگر این دوگانگیهای رفتاری از سر اختیار بود شاید بیماری نام نمیگرفت. اما به دلایلی که به آنها اشاره خواهد درواقع از سر اجبار است.
بهعلاوه اینکه یادگرفتنی نیز هستند. وقتی افراد میبینند که میشود با ریا و دورویی میتوان به منافع بیشتری چون شغل، درآمد، رفاه و مصادر مقامی رسید؛ بنابراین آن را یاد گرفته و انجام میدهند. بهسوی دوگانگیرفتن در دو بعد خود را نشان میدهد: یکی در شغل و درآمد و ثروت و مقام. و دومی ریاکاری در امر دینورزی و البته در دینداری متمرکز بر پوشش و اعمال ظاهری دینداری است تا اجبار در امور باطنی و اخلاقی دینداری که در اساس با اختیار و از طرق آموزش و روشهای فرهنگی ممکن میشود؛ اما از آنجایی که بنابر مشاهدهها چنین نیست، معلوم میشود رویکرد اجباری داشته است. ازسوی دیگر نیز بهعلت کسب مشاغل دولتی و غیرتولیدی رقابتی وجود دارد که افراد را ناچار میسازد به دوگانگی در رفتار تن دهند. اما روی هم رفته فرد دوگانه رفتار حتی باوجود کسب منافع و موقعیتهای ممتاز اجتماعی درنهایت به از خود بیگانگی میرسد و تا فرد دوگانه رفتار است با خود بیگانهبودن را بههمراه خود دارد.
برای اثبات این سخن به دو نمونه استناد میکنیم؛ یکی توجه به سخنان و رفتار کسانی که از کار دولتی بازنشسته میشود که تقریبا تا حد کاملی زیر و رو و متفاوت میشود. سخنان و رفتاری که در مقابل پیش از بازنشستگی چنین فردی قرار میگیرد. و نمونه دوم برمیگردد به بسیاری از کسانی که یا موقت و یا برای همیشه به کشورهای دیگر و بهویژه به اروپا و آمریکا میروند. بهوضوح مغایرت رفتاری و بهطور خاص در امر پوشش در اکثر افراد مشاهده میشود. البته منصفانه باید گفت بخشی از علت این تغییرات رفتاری نادرست به قدرت و قوت فرهنگ رقیب میگردد. اما این علت همه ریشههای این دوگانگیها را پوشش نمیدهد و نباید سرپوشی بر خطاهای تصمیمگیران امور در داخل کشور قرار گیرد.