دولتها هنوز دهها سال است نتوانستهاند در برنامهریزی تولید سیبزمینی بهعنوان یکی از نخستین و پٌرمصرفترین ماده غذایی کشور موفق و به سرمنزل آرامش برسند. بهخاطر دارم سال ۱۳۷۲ بود که روزنامه اطلاعات از یکی از روزنامههای کشورهای خلیجفارس گزارشی نقل کرده بود که در صفحه نخست آن روزنامه کویتی تیتر زده بود: »حکومه البطاطس«؛ که بهمعنای »دولت سیبزمینی« که آثار منفی کمبود یا گرانی آن بر دولت مستقر وقت ایران آشکار میشد. یک کارشناس کشاورزی و آگاه به موضوع، به این قلم گفت که تقریبا همیشه سیبزمینیکاران کشور براساس قیمت سال گذشته، برای میزان کشت خود تصمیم میگیرند تا به بازار سرازیر کنند. کارشناسان تقریبا به این معنی مشترک آگاهند که کشت سیبزمینی تقریبا کم نیست و علل دیگری در گرانی یا کمبود آن سهم دارد و تقریبا هیچ برنامه منظم سطح کشت برنامهریزیشدهای وجود ندارد. بهمعنای دیگر یعنی میزان کشت و تولید آن تصمیمی شخصی و مربوط به صیفیکاران است که صادرات نیز بر کمبود آن اثرگذار است. گاه که مشکل گرانی این صیفی افزون میشود به یک بحران ملی تبدیل و دولت مجبور به واردات آن میشود. چنانکه دهم بهمن جاری دستور واردات ۵۰ هزارتٌن سیبزمینی صادر شد. گاه آنقدر سیبزمینی کاشته میشود که روی دست تولیدکنندگان آن میماند. سوال پراهمیتی ذهن را مشغول میکند این است که دولتها حتی برای یک دقیقه اجازه تعطیلی نانواییهای کشور یا کمبود آرد را نمیدهند و دهها سال است استمرار تهیه نان هرچند در شلوغی صفوف نانواییها، اما هرگز در برنامهریزی تولید و یا واردات گندم کوتاهی قابلتوجهی انجام نشده است. نظر کارشناسان در علت اساسی استمرار تهیه گندم و آرد؛ استراتژیکبودن این ماده مهم است. تصمیمسازان همواره باید ذخیره چند ماه بعد گندم را فراهم و در کشت و یا واردات آن هرگز تعلل نمیکند. اما چرا همیشه در فصولی از سال تقریبا کمبود سیبزمینی یا گرانی آن به معضل نخست کشور تبدیل و گرانی آن به مردم فشار وارد میکند و دولت مستقر نمیتواند فوری بر این مشکل فایق آید و مدام این الگوریتم ناتوانی ادامهدار است. کارشناسان برخی از علل اولیه این آسیب را فصول سرد سال، سرمازدگی یا عدم توازن سطح کشت موردنیاز با قیمت در بازار میدانند. از ناترازی سوخت که نام به ظاهر شیک اما رنجآور مدیریت تولید آن و نپذیرفتن علل کمبودهایش توسط حاکمیت فعلا درمیگذرم. برای مستندسازی این یادداشت به صفحه نخست مجله معروف »گلآقا« به مدیریت زندهیاد کیومرث صابری که سال هفتم شماره ۴۵ و تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۷۵ را بر خود دارد، رجوع میکنیم. کاریکاتور صفحه نخست آن با روتیتر: »وزارت بازرگانی با صادرات بیستهزارتن سیبزمینی موافقت کرد.« »جراید«. تصویر صفوف کامیونهای حامل سیبزمینی را در مرز خروج از کشور نشان میدهد که وزیر بازرگانی وقت خطاب به یک راننده که دارد از مرز خارج میشود میگوید: »زیاد دور نرویدها… چند روز دیگر باید آنها را وارد کنیم!«. چرا دولتها سالهاست از سوراخ رفتار با سیبزمینی بارها گزیده میشوند، دردشان نمیآید و چاره کار نمیکنند و مردم همیشه آزار میبینند.