آن سخنان حتما برای مردم جذاب و شنیدنی است. اما در جامعهی ایران که مسوولان عملا همهچیز را به باد فنا دادهاند دیگر حرفدرمانی نمیتواند نتیجه بدهد و حال مردم را خرابتر میکند. امروز نه کشور ما در شمار جوامع توسعهیافته است و نه چیزی مانده که بشود با آن راه تازهای به سمت پیشرفت، باز کرد.
میدانم ناامیدی از مهر پروردگار، گناه بزرگی است اما در کجای اینهمه مشکلات و مصائب، رد پای ایمان به خداوند مشهود است؟ گفتند شنبه را بهدلیل ناترازی تعطیل میکنیم که با احتساب تعطیلی پنجشنبه، جمعه و یکشنبه، چهار روز شد. برای روز چهارشنبه کار از ساعت ۶ تا ۱۰ صبح را در ادارات، تصویب کردند که همه میدانیم شاید از ۷ تا ۹ بییشتر کار نکنند تازه اگر هنوز ردی از وجدان در وجودشان مانده باشد. در اینصورت کشور در تعطیلات پنج روزهای بهسر میبرد که ناترازی را حل نمیکند فقط اوضاع بدتر میشود. در چند روز اخیر، قطعیهای پیدرپی آب و برق آنقدر مردم را کلافه کرده که هر مسوولی اگر بخواهد دم از آینده بزند بیشتر از چشم مردم میافتد. امروز دیگر آن روزگاری نیست که اصلاحطلبان بیانیه صادر کنند و بهدنبال تایید مردم و همفکران خویش باشند. از سوی دیگر اصولگرایان هم برای دنیا شاخه و شانه بکشند که ما قدرت اول نظامی جهانیم و اگر جنگ بشود یکی دو روزه هزاران نفر اسیر از دشمن میگیریم. عاقلان میدانند ناترازی که امروز به بحران تبدیل شده محصول سوءمدیریتهاست.
دشمنان این ملک و ملت یکی دو تا نیستند، ابتدا باید دنبال ستون پنجم باشیم که چندین دهه بیدغدغه در این کشور زیسته و مناصب مختلف را در اختیار گرفتند تا نقشهای برای خوار و زاری مردم را به دشمن برساند. امروز، کار از حرف و موعظه و سخنرانیهای بدون پشتوانهی علمی گذشته است. امروز، روزیست که مسوولان باید زبان به کام بگیرند و اگر میتوانند عملا وضعیت را تغییر دهند. حرفدرمانی بینتیجه است و مردم را جریتر میکند. دست از دروغگویی بردارید و یقین داشته باشید که حنای دروغین پیش ملت نجیب و رنجکشیدهی ایران، رنگ ندارد. با مردم روراست باشید و بگویید که اگر آیندهنگری داشتید و دلتان برای ایران میسوخت ما به چنین روزی نمیافتادیم، بگویید تمام راه را اشتباه رفتید و تاواناش را از مردم گرفتید.