. در حالی که این پروژه برای بسیاری از کشورها به اوضاع بدتر اقتصادی منجر شده است. همین امروز صبح که از خانه بیرون آمدم تا به محل کارم برسم زن همسایه را دیدم که یک عدد مرغ از مرغفروشی خریده بود و قسم میخورد که بابت آن ۵۸۰ هزارتومان پول رایج مملکت پرداخت کرده است. نفساش بالا نمیآمد چون برای تهیهی بقیهی مخلفات برای یک وعدهی غذایی چیزی در حدود ۲ میلیون تومان باید هزینه میکرد. حق داشت مگر با ماهی پانزده تا بیست میلیون دریافتی همسرش میشود زندگی کرد؟ میگویند واحدهای نظارت و پایش در حال گشتزنی هستند و با هرگونه گرانفروشی برخورد میکنند. البته که این کار ضرورت دارد. اما آب از سرچشمه گلآلود است و این نظارتها نمیتواند باعث ارزانی شود. وضعیت اقتصادی به اندازهای بد است که مغازهها بهصورت لحظهای قیمت اجناسشان را بالا میبرند. همهی مردم معنی عمیق و دردناک تحریم را میفهمند اما زندگی با این وضعیت اقتصادی هم غیر قابل تحمل است. هیچ میدانید مردم دیگر توان خرید لبنیات و مغزیجات را ندارند و با حسرت گوشت قرمزی که قیمتاش از کیلویی یک و نیم میلیون تومان گذشته را نگاه میکنند؟ قرار بود دروازههای ارزانی را به روی مردم باز و از مشکلات اقتصادی کم کنند اما ظاهرا هر روز سفرهی مردم کوچک و خالی میشود. حقوقی که در بهترین وضعیت تا یک هفته پس از واریز دوام میآورد چه دردی از مردم دوا میکند. کدام کارمند، کارگر و بازنشسته حقوقاش به ماهی ۵۰ میلیون تومان میرسد تا بتواند از پس هزینههای زندگی برآید. حقوقها کفاف هزینههای روزمره را نمیدهد در حالی که سالهای پیش مردم با همین حقوقها میتوانستند پسانداز داشته باشند و نهایتا موفق به خرید خانه و ماشین شوند. کدام پدری را میبینید که آیندهای برای خود و خانوادهاش متصور شود وقتی زیر بار هزینههای زندگی کمرش دو تا شده. برای اینکه بدانیم اقتصاد در حال فروپاشی است نیازی نیست حتما با علم اقتصاد آشنایی داشته باشیم همین که قدرت خرید مردم نابود شده و خیلیها بهصورت ثانیهای به درهی فقر سقوط میکنند، کافی است که این آشفتگی را درک کنیم. هر چند اوضاع به هیچعنوان تعریفی ندارد اما تنها چیزی که راه چاره ندارد مرگ است، هنوز هم کسانی هستند که باید دولت از آنان بخواهد تا به میدان اقتصادی ایران وارد شوند و از رنجهای مردم بکاهند.