از نظر سازمان بهداشت جهانی، ناتوانی یا معلولیت عبـارت اســت از هرگونــه مـحــدودیت یــا فـقـدان تـوانـایی انجـام فعالیـتهـای معمولی و متعارف که از یک نقض عضو نشات میگیرد، همچنین معلولیت یا ناتوانی شرایطی است کـه در تـوانایی فرد در انجام کارهای روزانه اختلال ایجاد مـیکـند. به دلیل دیدگاههای منفی که جـامعه نـسبـت بـه معلولیت دارد، افراد معلول یک سری از چالشها را تجربه میکنند. امـروزه این گروه از جامعه کـه بـزرگتـرین اقلیـت جهـان محسـوب مـیشـوند، خواهان ایفای نقش و کسب مسئولیتی بـرابر بـا سایر افـراد جامعـه هسـتند.
بر اساس آمارهای سازمان بـهداشت جـهانی، بیش از یک میلیارد نفـر از مـردم جهان دارای نوعی معلولیت هستند که این جمعیت، معـادل حـدود ۱۵ درصـد از کـل جـمعیـت دنـیـا اسـت؛ همچنین، آمارهـا حکایـت از آن دارنـد که بیشتر این افراد در کشورهای کمتر تـوسعه یافـته و یا در حـال توسـعه زنـدگی مـیکننـد (ســازمان بـهداشت جهانی، ۲۰۱۹). با توجه بـه آمـار فوق و با توجه به جمعیت ۷۹۹۲۶۲۷۰ نفری ایران بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵، حـدود ۱۲مـیلیون نفر دارای معلولیت هستند؛ این در حالی اسـت کـه بـر اساس اطلاعات مـستخرج از سـرشماری نفوس و مســکن سال ۱۳۹۰، از جمعیت ۷۵۱۴۹۶۶۹ نفری کشور، ۱۰۱۷۶۵۹ نفر دارای حداقل یک معلولیـت بـودهانـد کـه ۳۵/۱ درصـد از کل جمعیت کشور را تـشکیل مـیدهند (مرکز آمار ایـران، ۱۳۹۷).
معلولان در تمام جوامع وجود دارند و جزء لاینفک جامعه محسوب مـیشوند. میتوان گفت معلولان نـسبت به سایر افراد جامعه بـه مـیزان کمتری از امکانات بهداشتی، اقتصادی، آمـوزشی، شـغلی و اجتماعی بهرهمند هستند؛ این در حالیست که معلولان همانند شهروندان عادی جـامعه بایستی دارای حـقوق شهروندی برابر باشند و از طرفی بـا تـوجه بـه اینکه نسبت بـه دیـگران، دارای پارهای مـحدودیت هـای خاص جسمی و روانی هستند، از این رو نیازمند توجه بیشتری در راستای بهرهمندی از حقوق خود مـیبـاشند. مدیران شهری با اعمال ضوابط و مـقررات شـهرسازی، علاوه بـر نـظاممـند نمودن کلیه فعالیتهـای شهری از جمله فعالیتهای عمرانی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، باید بتوانند بسترهای رفاهی لازم را برای مـعلولان فـراهم کـنند و بـا تـدوین مقررات مناسب نـسبت بـه ارتقای کیفیت زندگی آنها تلاش نمایند.
همچنین معلولان بیش از سایر افراد جامعه، نیازمند توجه به ابـعاد مـختلف سلامت از جمله سلامت جسمی، روانی، معنوی و اجتماعی میباشند. تغذیه مناسب، بهداشت، تحرک و ورزش، از مهمترین نیازهای آنها هستند تا دچار بیماری، انزوا، افسردگی و دیگر عوارض احتمالی معلولیت نگردند و بـا روحـیه و نشاط بالا زندگی کنند.
بر این اساس حقوق معلولان در حوزه حـقوق شـهروندی دارای مـصادیق متعددی میباشد که از مهمترین آنها عبارتند از: حق مسکن، حق برخورداری از خـدمات تـوان بخشی، حق بهرهمندی از تسهیلات و فضاهای مناسب سازی شده شهری، حق برخورداری از اشـتغال، حـق تـفریح و سرگرمی، حق دسترسی به اطلاعات شهری، حق برخورداری از آموزش و حق مشارکت در برنامهریزیهای شـهری است. در این راستا، دولتها موظفند تا برای توانمندسازی افراد دارای معلولیت جهت زندگی مستقل و مشارکت کامل در تمامی جنبههای زندگی، تدابیر مـناسبی بـر مـبنای برابر با سایرین جهت دسترسی آنها به محیط فیزیکی ،تـرابری، اطلاعات و ارتباطات و سایر تسهیلات و خدمات ارائه شده در مناطق شهری و روستایی اتخاذ نمایند و دولتها باید تلاش کنند تـا فـضا برای حضور معلولان آماده شود و آنان بتوانند به شکلی مستقیم و بـدون کـمترین وابـستگی به حمایت دیگران، حضوری پررنگ در جامعه داشته باشند و بتوانند نیازهای خود را تأمین کنند. امید است این مقاله بتواند نقش مـهمی در تـغییر نگرش به رویکردهای برنامهریزی در حوزه معلولان داشته باشد.