آیا می دانستید مدت زمان بسیار زیادی، تنها جراح اعصاب استان چهارمحال و بختیاری بودم و به تنهایی بار درمان و با آموزش دانشجویان پزشکی و پیراپزشکی و با کمسیونهای مختلف پزشکی قانونی و نظام پزشکی و نظام وظیفه بر عهده من بود؟
آیا خبر داشتید بدلیل خرابی مکرر تنها سی تی اسکن استان، برای کمک به بیماران ضربه مغزی که بعد از تصادف دچار افت پیشرونده هوشیاری شده بودند و امکان اعزام آنها به اصفهان برای انجام سی تی اسکن نبود، بیش از ده بار، کرانیوتومی تجسسی در اورژانس انجام شد و بیش از نود درصد آنها نجات پیدا کردند؟
آیا می دانستید وقتی موفق به مجاب کردن ریاست وقت دانشگاه علوم پزشکی برای خرید دستگاه سی اسکن جدید در تنها مرکز تخصصی جراحی اعصاب استان نشدم، بیش از پنج بار به وزارتخانه و مجلس رفتم و نهایتا با واسطه آقای دکتر قبادی و تحکم آقای دکتر قنبری، مجوز نصب و راه اندازی سی تی اسکن با مالکیت خصوصی را از دکتر پزشکیان که وزیر بهداشت بود، گرفتم ؟ آیا مطلع بودید علیرغم صدور مجوز مرکز سی تی اسکن بنام خودم، برای افزایش انگیزه پزشکان درمانی و حتی غیر پزشکان هیئت علمی ، و حتی پزشکان سایر شهرستانهای استان، شرکتی را بنام شفابخش تاسیس کرده و با ارسال نامه به تمام گروههای پزشکی و معاونتهای دانشگاه و شهرستانهای مختلف، آنها را برای خرید سهام و مشارکت در آن شرکت دعوت کردم؟
آیا مشاهده کردید که تنها پس از چهار ماه از صدور مجوز، مرکز سی تی اسکن و تنها پس از هشت ماه ، اولین تصویر ام ار ای استان، گرفته شد؟
آیا می دانستید، مرکز ام ار ای و سی تی اسکن فوق، با ارز آزاد آن زمان و سرمایه گذاری تعدادی از پزشکان و اعضای هیئت علمی دانگاه خریداری شد و در محیط بیمارستان کاشانی نصب شد ولی تعرفه دریافتی ، کاملا تعرف دولتی بود؟ (زمانیکه هزینه ام ار ای آزاد، پنجاه هزار تومان بود، هزینه انجام ام ار ای در آن مرکز، تنها پانزده هزار تومان بود.)
آیا بگوش شما رسید که پس از پنج سال دوندگی و رایزنی و مکاتبات مکرر، سرانجام برای تاسیس بیمارستان پارسیان شهرکرد، زمین مناسب را در جای مناسب تهیه کردم و در حالیکه هیچ کس حاضر به سرمایهگذاری برای آن نبود، اولین قسط خرید زمینش را هم خودم دادم و چند سال هم مطبم را دفتر شرکت کرده بودم، هیچ نامی از من در دفاتر فعلی بیمارستان پارسیان وجود ندارد؟
آیا می دانستید، اولین نامه برای احداث شهرک سلامت و درمان بیماران خارج از کشور را در سال ۱۳۸۲ به وزارتخانه نوشتم؟
آیا نقش سرمایه های اجتماعی که مانع فروپاشی جامعه در شرایط سخت فعلی می شوند را اطلاع دارید؟
ضمن احترام به همکارانی که برای حصول شرایط بهتر، یا بدلیل سوء برخورد مدیران نالایق، مجبور به مهاجرت شدند، آیا برای آنهایی که ماندند و تمام ممنوعیات و محرومیتها را تحمل کرده و می کنند، ارزشی قائل شده اید؟
آیا پزشکانی را که علیرغم تمام گرفتاریهای شغلی، باز هم بدلیل احساس وظیفه، زمانی را برای فعالیتهای اجتماعی اختصاص می دهند را مورد تکریم قرار داده اید یا اینکه با کمترین انگ، سعی نموده اید از مطرح شدن آنها برای جلوگیری از الگو شدن برای جامعه، جلوگیری کنید؟
و بسیاری موارد دیگر که به زبان آوردن و نوشتن آنها ساده نیست و بایستی توسط دیگران بیان شود…
آیا شما فقط وظیفه سلبی دارید و فقط شمشیر حذفی دارید و یا وظیفه ایجابی هم دارید؟
اگر وظیفه ایجابی دارید، مصادیق عینی آن کجاست تا جامعه با نگاه به آن، ضرورت و بهانه حضور شما را هضم نموده و شما را قبول نماید.
سرانجام، همانگونه که کائنات هم در حال تکامل و تکمیل است و عالم خلقت، برای تکامل و تکمیل در حال اصلاح است، بشر نیز بایستی همیشه در حال تکامل و اصلاح باشد و اصلاح، مستلزم امکان تغییر و دوری از تعصبات است و ما جامعه پزشکی هم از این قاعده مستثنی نیستیم و بایستی برای تکامل و اصلاح، با تغییر و اصلاح موانع قانونی و گاها انسانی، تلاش خود را انجام دهیم و فرصت انتخابات صنفی نظام پزشکی، فرجه ای مناسب برای این موضوع می باشد…..
در این روزگار پرغبار، شاید ارزشمندترین کار، ماندن با امید و عمل باشد.
ماندن در میانه دشواریها ، نه از سر ناتوانی، که از سر عشق به مردم و سرزمین.
اگر هرکدام از ما، در حد توان خود، چراغی کوچک بیفروزیم، تاریکی را از پای درخواهیم اورد.
اصلاح از یک رای، از یک تصمیم، از یک باور به امکان تغییر آغاز می شود…..
ادامه دارد….