آیندهای که در ذهن این جوانان شکل میگیرد، فقط به دانشگاهرفتن محدود نمیشود، آنان میخواهند حاصل سالها درسخواندن، زندگی بهتری برایشان رقم بزند. واقعیت این است که جامعهی ایران به دلایل مختلف و از جمله درآمد و امنیت شغلی، همچنان در تبوتاب رشتههای پزشکی است. از یک سو باید به جوانی حق داد که میخواهد با انتخاب رشتهای مناسب، آیندهی مالی خود را تامین کند از سوی دیگر، نمیتوان نیازهای جامعه به دیگر تخصصها و حرفهها را نادیده گرفت. جامعه برای ادامهی زندگی و پیشرفت به مجموعهای از مشاغل نیاز دارد و اهمیت بسیاری از این حرفهها کمتر از پزشکی نیست.
مساله اینجاست که درآمد و فرصتهای شغلی در بسیاری از رشتهها، تناسبی با سالهای تحصیل و تخصص افراد ندارد. گاهی فارغالتحصیلان رشتههای دیگر باوجود سالها آموزش دانشگاهی از آیندهی شغلی مطمئنی برخوردار نیستند در حالی که حتی برخی رشتههای پیراپزشکی بهدلیل بازار کار مناسبتر، جذابیت بیشتری برای داوطلبان پیدا میکنند. طبیعی است که وقتی فرصت اشتغال در رشتهای بیشتر و درآمد آن قابلقبولتر باشد، رقابت برای ورود به آن نیز افزایش پیدا کند. اگر نظام آموزش و اشتغال کشور بر پایهی برنامهریزی اصولی پیش برود، هر جوان باید بتواند متناسب با علاقه و توانایی خود رشتهای را انتخاب کند و نگران بیکاری پس از فارغالتحصیلی نباشد. اما وقتی چنین اطمینانی وجود ندارد، بسیاری از داوطلبان به سمت رشتههایی میروند که آیندهی شغلی روشنتری دارند حتی اگر علاقهی اصلیشان جای دیگری باشد. برخی نیز سالها پشت کنکور میمانند تا سرانجام وارد رشتهای شوند که آن را آیندهدار میدانند. شاید وقت آن رسیده که مسوولان بهجای محدودکردن بحث به ظرفیت دانشگاهها و رقابت داوطلبان به ریشهی این نگرانی توجه کنند. تا زمانی که امنیت شغلی و درآمد مناسب در رشتههای مختلف تضمین نشود، نمیتوان انتظار داشت انتخاب رشته صرفا براساس علاقه و استعداد صورت گیرد. آیندهی جوانان را نباید به رقابتی فرساینده برای دستیابی به چند رشتهی خاص گره زد.