البته در آن زمان با واریز یارانهها، قیمت حاملهای انرژی گرانتر و به همین نسبت کالاهای اساسی نیز گران شد. پس از احمدینژاد، روحانی نیز ادامهدهندهی راه او بود و در زمان مرحوم رئیسی با افزایش مبلغ یارانهها، اجناس و کالاهای اساسی چندین برابر گران شد و عملا آن مبلغ هبچ دردی را دوا نمیکرد. پس از ناکامی رئیسی در به پایانرساندن دوران ریاستجمهوری، پزشکیان سکاندار دولت چهاردهم شد که او نیز راه رئیسی را ادامه داد. در تمام سالهایی که یارانه به زندگی مردم اضافه شده بارها و بارها، قطع آن برای دهکهای بالا مطرح و یارانه بعضی نیز قطع شده که کار به شکایت و اعتراض کشیده شده است. همه میدانند خزانهی دولت خالی است، صندوقهای بازنشستگی ورشکست و اوضاع اقتصادی چنگی به دل نمیزند که بخشی از آن مربوط به تحریمهای ظالمانه است و بخش دیگر، ناکارآمدی دولتها در چهار دههی اخیر که نتوانستهاند اقتصاد را سروسامان بدهند. اما قطع یارانهی اندکی که عملا گرهگشا نیست، دور از انصاف است. در حالی که برای کشورهایی که منابع خدادادی دارند مانند کشورهای حوزهی خلیج فارس، یارانههای کلان به مردم داده میشود و خبری از گرفتن مالیات نیست. ما در ایران، مالیاتها را دولا پهنا پرداخت میکنیم و هر روز برای قطع یارانهی ناچیزمان، خط و نشان میکشند و هر بار با قوانین جدید میخواهند از آمار یارانهبگیران، کم کنند. میگویند دولت در راستای اجرای بندهای قانونی بودجه سال ۱۴۰۴، حذف یارانه سه دهک بالای درآمدی را در دستور کار قرار داده است. در سال ۱۴۰۴، حداقل حقوق ماهانه ۱۰ میلیون تومان تعیین شده و اگر فردی در یک خانوار تکنفره باشد و درآمدی بیش از ۳ برابر حداقل حقوق یعنی بیش از ۳۰ میلیون تومان در ماه داشته باشد، یارانه نقدی او قطع خواهد شد. همچنین وزارت رفاه، علاوه بر بررسی حقوق و درآمد، میزان هزینهکرد کارتهای بانکی خانوارها را نیز در تصمیمگیری برای حذف یارانه در نظر میگیرد. سرککشیدن به داراییهای مردم، کار تازهای نیست و مدتهاست که چنین کاری انجام میشود. اما فرض کنید کسی بیمار باشد و برای تهیهی داروها، خانواده و دوستان او را یاری کنند و ماهانه مبلغی به حساباش واریز شود که از مبلغ در نظر گرفته شده بیشتر باشد، آیا رواست که یارانهی ناچیزش را قطع کنند و او را در شمار دهکهای پردرآمد به حساب آورند؟ آخر این روش ادارهی مملکت است؟