همه آنهایی که جنگجویان را قهرمان و مادرانشان را” قهرمان پرور”مینامند و تشویق و تشجیع شان میکنند حماسه بیافرینند…
خون بریزند ….
بکشند تا کشته شوند….!!
کاش شعر حماسی از ادبیات همه دنیا ریشه کن شود !
کاش “مثل شیر جنگیدن “و” شیر پروراندن” میان همه آدمها رسوا شود و نقاب از چهرهاش برداشته شود .
کاش آبروی این کلمههای آبرومند همه یکجا برود و ماهیت واقعیشان برملا شود…
تا آدمها همه ببینند که حقیقت همه اینها، چیزی جز خون خواهی و خونریزی نیست .
کاش مادران فلسطینی آنها که هم اکنون پسران رشیدِ تکه پاره شدهشان را خون آلود و بیجان، در آغوش میگیرند همین حالا به این نتیجه برسند که جنگ دیگر بس است و مجاهد زاییدن را دیگر تمام کنند .
کاش از فردا دیگر “صلح جو “و “صلح طلب” بزایند و به این جنایتی که جهانخواران و قدرت طلبان دنیا در یک همدستی کثیف و همکاری پلید راه انداختند پایان بدهند .
کاش زنان فلسطین در همان حال که اشک می ریزند و کودکان گرسنه و ترسیده شان را در آغوش می گیرند و همه باهم می گریند و می ترسند تصمیم بگیرند که مجاهد زاییدن را دیگر تمام کنند.
کاش همین امروز که بر خرابه های خانه ها و مدرسه ها و مزرعه هاشان راه می روند و شومی و سیاهی مرگ گلویشان را سخت می فشرد دیگر مرگ را نخواهند و برای کشته شدن نزایند…
کاش زنان فلسطینی بیاموزند که” خاک باید فدای انسان شود و نه انسان فدای خاک”..!! شاعری کُرد شعر قشنگی سروده بود. به گمانم از اقلیم کردستان عراق بود. میگفت: کشاورزی از کمیِ محصولش به خدا شکایت کرد و گفت: خدایا امسال زمینم محصول خوبی نداد .
خداوند خطاب به او گفت :این زمین زخمی است… باید پنبه میکاشتی..!
احساس میکنم زمین خاورمیانه نقطه به نقطهاش زخم است.
از فلسطین و عراق و سوریه و لبنانش گرفته تا ایران و افغانستانش، تمام تنش را زخم و جراحت و خون فرا گرفته….
کاش زنان خاورمیانه مرهم بکارند و مثل زنان فرانسوی شاعر و نویسنده برداشت کنند ….