مدتهاست مردم زیر فشار اقتصادی ناشی از بیتدبیری مسوولان، تحمل از کف دادهاند اما بهدلیل وضعیت جنگی کشور، دندان به جگر گرفتند، تحمل کردند و امیدوار بودند که اوضاع اقتصادی را بهسامان کنند که نکردند! در همین موج اخیر آنفلوآنزا، ویزیت سادهی پزشک عمومی و گرفتن چند قلم داروی ساده، برای هر بیمار حداقل یک میلیون تومان هزینه داشت و با ابتلای دو سه نفر از یک خانواده، هزینهی درمان چند برابر میشد. برای خانوارهایی که با حقوق اندک کارمندی، کارگری یا بازنشستگی، روزگار سپری میکنند این هزینه قابل جبران نیست؟! وقتی یک گونی ۱۰ کیلویی برنج ایرانی ۵ میلیون تومان است و قیمتها بهصورت لحظهای، تصاعدی بالا میرود چگونه میتوان انتظار داشت مردم به وضعیت اقتصادی و ناترازیهای مدیریتی، اعتراض نکنند. ملت ایران تا امروز هم نجابت به خرج داده که با این اوضاع و این مدیران ناکارآمد، مدارا کردهاند. کارشناسان اقتصادی و دلسوزان رسانهای هزاران بار گفتند و نوشتند که کاسهی صبر مردم لبریز میشود اما مسوولان یا نخواندند یا اعتنا نکردند. چرا عدهای از ارز ترجیحی برای منفعت شخصی استفاده میکنند و بهجای واردکردن کالاهای اساسی، زهر در کام مردم میریزند و مسوولان تماشاچیاند؟ چگونه قوای سهگانه از کنار این ظلم آشکار در حق مردم گذشتند و واکنش مسوولانه نداشتند؟ با آنکه نمیتوان از خطای دولت، چشم پوشید اما در اداره کشور فقط پزشکیان، تصمیمگیر نیست. هزاران دست، پشتپرده هست که دیده نمیشوند و کمتر شناخته شدهاند. پزشکیان طی سالها حضور در مجلس، باید میدانست که بهتنهایی نمیتواند در بسیاری از امور تصمیمگیر نهایی باشد، اما چرا آمد؟ چرا عدهای را به تغییر امیدوار و تمام آرزوها را، نقش بر آب کرد؟ تنگنای معیشتی و کسبوکار سخت، خارج از تاب و تحمل مردم است. حاکمیت باید مردم را ببیند و صدای شکستن غرور مردم را بشنود. آن هم در وضعیتی که اسراییل و آمریکا، گرگهایی در کمیناند و مدام دندان تیزشان را به ایران و ایرانیان عزیز، نشان میدهند. قولهای دولت برای اصلاح امور باید اجرایی شود چون طاقت مردم طاق و سفرههای ملت پر از هیچ است. حاکمیت نباید اجازه دهد بیش از این آب به آسیاب دشمن برود، دردهای مردم را ببینید و به دشمن فرصت استفاده از آب گلآلود را ندهید.