خبر فوری

اصلاح ساختار بودجه، ضروری انگار ناپذیر

شهرکرد خنک‌ترین نقطه در کشور شد

صادرات بادام چهارمحال و بختیاری از ۵۰ میلیون دلار گذشت

استاندار: فهرست فعالان اقتصادی هند برای توسعه همکاری با چهارمحال و بختیاری اعلام شود

استاندار: مسائل چهارمحال و بختیاری نیازمند راهکارهای علمی و نوآورانه است

می‌دانم گفتن و نوشتن از چنان موضوعی راه‌رفتن بر لبه‌ی تیز تیغ و به‌جان خریدن فحاشی‌ها‌ست که البته چاره‌ی ناچاری روزنامه‌نگاری در ایران است. اگر آن جمله‌ی افراطی دایی‌جان ناپلئون را که هر اتفاقی را زیر سر انگلیس‌ها می‌دانست، واقعی ندانیم اما باید اعتراف کنیم پشت اکثر مخالفت‌ها و موافقت‌ها، مسایل سیاسی خوابیده با چاشنی از اقتصاد و صدالبته بی‌اخلاقی‌های مفرط جهان سومی. سریال »سووشون« کار نرگس آبیار براساس رمانی از سیمین دانشور، از بهترین آثار ادبی صدسال اخیر ایران است که در جامعه‌ی کتاب‌نخوان ایرانی، بارها و بارها تجدید چاپ شده است. هر چه رمان سووشون قوی بود و مورد اقبال خوانندگان، سریالی که آبیار ساخته، ضعیف است و بینندگان استقبال درخوری از آن نداشتند. از آنجایی‌که تاریخ نگارش رمان با معیارها و ارزش‌های امروز مسوولان و قیچی‌به‌دستان، فاصله دارد بدیهی‌ست کار نویسنده و کارگردان برای به‌تصویر درآوردن هنجارهای گذشته که امروز ناهنجار می‌نمایند، بسیار سخت باشد. سریال با انتشار قسمت اول گرفتار توقیف شد و توقیف‌کنندگان در نهایت با سانسور بخش‌هایی از سریال اجازه‌ی انتشار دادند. طرفه آن‌که در مخالف‌خوانی‌ها، ردی از صداوسیما پیداست و هر هفته با انتشار قسمت جدید سریال، معمولا نشانه‌هایی برای عبور از خطوط قرمز و بالطبع درخواست توقیف اثر در صدر اخبار و تحلیل‌های رسانه‌ای می‌نشانند. در همان قسمت‌های اول سریال و عروسی دختر حاکم شیراز، عده‌ای با لباس‌هایی کهنه شبیه البسه‌ی ترکان قشقایی و لرهای بختیاری مشغول رقصیدن‌اند که پاپتی خطاب می‌شوند و سنگ می‌پرانند که دو نماینده مناطق لرنشین بویراحمد به آن اعتراض داشتند و در نهایت، اعتراض‌ها به سریال اوج گرفت و فراگیر شد. نکته‌ی جالب ماجرا آنجاست که اغلب معترضان به کمتر از توقیف سریال و تنبیه سازندگان راضی نمی‌شوند. اعتراض، حق مسلم هر فرد، گروه، قوم، قبیله و ملت است اما در واکنش‌ها باید به چندین مورد و موضوع توجه کرد که در زمین مجهول و مجعول دوست یا بیگانه بازی نکنیم، مراقب باشیم گرفتار ترفندهای تفرقه‌‌انگیز قومیتی نشویم و… جالب نیست که سنت پسندیده‌ی »خون‌صلح« یا »خون‌بس« بین اقوام ایرانی رایج است و با عذرخواهی و پشیمانی قاتل از خون عزیزان‌مان می‌گذریم اما چرا عذرخواهی سازندگان، مورد پذیریش عده‌ای قرار نگرفت؟ بپذیریم روشنفکر باید ابزار فهم جهان را داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *