اما بخشی از آن قطعات، کارایی لازم را نداشتند. در وضعیت اقتصادی موجود، خرید قطعات دست دوم، دیگر انتخاب آگاهانه نیست بلکه در بیشتر اوقات، تنها راه ممکن برای تعمیر و استفاده از خودرو است. بازار قطعات خودرو، مانند بسیاری از بازارهای دیگر از وضعیت اقتصادی، تاثیر پذیرفته است. رانندهای که برای تامین هزینههای زندگی با دشواری روبهروست وقتی با خرابی خودرو مواجه میشود، ناچار است میان چند گزینه تصمیم بگیرد؛ قطعهی نو و گرانقیمت بخرد، سراغ نمونهی دستدوم برود یا تعمیر خودرو را به زمانی دیگر موکول کند. هیچکدام از این انتخابها لزوما آسان نیست بهویژه برای کسانی که خودرو برای آنها نه یک وسیله برای رفتوآمدهای روزمره بلکه منبع درآمد است. هر چند قطعهی دستدوم همیشه بیکیفیت نیست. حتی ممکن است برخی از آنها از نظر فنی، سالم باشند. مساله این است که قیمت، جای اطمینان از سلامت قطعه را بگیرد بهویژه در بخشهایی مانند ترمز، فرمان و… که نقص آنها ممکن است فقط به خرابی خودرو ختم نشود و جان سرنشینان و دیگران را نیز به خطر بیندازد. از سوی دیگر، قطعهی ارزان و نامطمئن ممکن است پس از مدتی دوباره خراب شود و هزینهی تعمیر دیگری روی دست مردم بگذارد. در چنین وضعیتی، راهی که گمان میکردند باعث کاهش هزینهها میشود، ممکن است هزینهی سنگینتری روی دست مردم بگذارد. اما آیا میتوان از مردم خواست که همیشه قطعهی نو بخرند، بیآنکه به توان مالی آنها توجه کرد؟ توصیه به خرید قطعات استاندارد و باکیفیت، اگر با واقعیت جیب مردم مطابقت نداشته باشد بهتنهایی مشکلی را حل نمیکند. همانقدر که خریدار باید دربارهی سلامت قطعه دقت کند، فروشنده نیز باید از عرضهی قطعات معیوب و فریبدادن مشتری پرهیز کند و نهادهای مسوول باید بر بازار نظارت موثرتری داشته باشند. قطعهی دستدوم بهخودیخود مساله نیست. ارزانی وقتی ارزش دارد که به بهای امنیت مردم تمام نشود. درنهایت این مساله و هزاران مسالهی دیگر، زاییدهی اوضاع بد اقتصادی کشور است.