برای امرار معاش و زندگی به کارهای ناشایست و ضدانسانی تن میدهند. دزدان، چاقوکشهای حرفهای، اوباش، ولگردها، روسپیان و باجگیرها و جنایتکاران خردهپا و نظایر آنها در زمرهی لمپن محسوب میشوند. »شارلاتان« کسی است که با تظاهر به دانایی و بیان شبیه به نخبگان و فرهیختگان مردم را فریب دهد. ابزار کسب و درآمد شارلاتانها، عموما »زبان« چرب است هر چند ممکن است به مشاغل دمدستی و مبتذل مشغول باشد. در گذشته شارلاتانها داروفروشان دورهگردی بودند که در میادین عمومی شهرها گاه دندان هم میکشیدند و ادعای مداوای بیماریها داشتند.
اما امروز شارلاتان کسی است که خود را واجد توانمندی و ویژگیهای علمی معرفی میکند که فاقد آنهاست و هیچ بهرهی واقعی از علم و دانش در زمینهی مورد ادعا ندارد. یکی از مهمترین ویژگیهای شارلاتانها رفتارهای دوگانه است که در حضور به شکل و ترتیبی هستند که در خلوت کاملا مخالف و متضاد آن عمل میکنند. شارلاتانهای امروزی برای تحقق اهداف خود از دروغگویی، حقهبازی و فریفتن دیگران رویگردان نیستند. شارلاتانها بهدنبال شهرت و آوازه هستند و با سوءاستفاده از زودباوری و عدم اطلاع مردم به آنان وعدههای ناممکن میدهند یا براساس نیاز و خواسته و احتیاج مردم، ادعاهای پوچ و توخالی را در مورد خود، مطرح میکنند.
در واقع، شارلاتانیسم مرام و مسلکی است که فرد یا افرادی خود را چنان مینمایانند که نیستند؛ آنچه میگویند را باور ندارند؛ چنان وعده میدهند که بر متحقق ساختن آن، توانا نیستند.. بهنظر میرسد این روزها ائتلافی بین لمپنها و شارلاتانها بهوقوع پیوسته که شارلاتانی با ویژگی لمپنی ادعا میکند که »من استاندار تعیین میکنم« و این عربدهی مستانه بهمعنای تجاوز به حقوق ساکنان یک استان است که بسیاری از آنان برای این خاک و سرزمین عزیز یا عزیزانی از دست داده و بخشی از عمر را در جنگ تحمیلی گذرانده یا پارهای از جسم و تن را از دست دادهاند. جسارت عجیبی میخواهد برای این مردم و بهجای این مردم تصمیم گرفت و بهترین انتخابها را بهدلیل بیدانشی و بیبینشی کنار گذاشت و برای رسیدن لمپنها به منصب، حقوق شهروندی ساکنان یک استان را نادیده گرفت. شارلاتانها و لمپنها هم در معرض آزمون الهی قرار میگیرند که یا رستگار شوند یا پروندههایشان سیاهتر!