امیر ارسلان حاجی پور
در سرزمینی که سیاستمداران با وعده باران میآیند و با خشکسالی میروند، انتقال آب از اصفهان به یزد چیزی بیشتر از یک پروژه عمرانیست؛ یک شعبده سیاسی تمامعیار است. اینجا دیگر آب برای خوردن نیست، برای چرخاندن چرخ سیاست است!
یزد، شهری که اگر یک قطره باران ببارد جشن میگیرند، حالا تبدیل شده به یکی از مشتریان ثابت زایندهرود. چگونه؟ با قدرت لابیگری، چند تلفن از بالا، و البته چند چهرهی کلیدی که انگار فقط بهخاطر آب به قدرت رسیدهاند!
عجیب نیست اگر فردا بشنویم تونل جدیدی هم تا خزر کندهاند.
در همین حین، شرق اصفهان با زمینهای ترکخورده، کشاورزان بیکار و گاوهایی که اگر زبان داشتند، به تهران شکایت میبردند، نظارهگر این تقسیم ناعادلانهاند. هر وقت صدایشان بلند میشود، مسئولان با لبخند میگویند: «آب فقط برای شرب است!» انگار مردم اصفهان با نوشابه و دوغ زندگی میکنند!
طنز ماجرا اینجاست که همیشه میگویند «مدیریت مصرف»؛ ولی ظاهراً مدیریت فقط برای مصرفکنندگان بیقدرت است، نه برای آنهایی که با یک امضا مسیر یک رودخانه را عوض میکنند.
حکمرانی آب در ایران به مسابقه طنز شبیه شده: هرکس سهم بیشتری از قدرت دارد، لیوان بزرگتری میگیرد. بقیه؟ همانهایی هستند که فقط باید تشنگی بکشند و حرف نزنند.