خط سفید ، نه یک امتیاز ویژه بلکه ابزار ضروری برای انجام وظایف حرفهای خبرنگاران است؛ امکانی که به آنان اجازه میدهد در مأموریتهای خبری، پوشش رویدادهای فوری و حرکت در مناطق خاص ، بدون محدودیتهای غیرضرور فعالیت کنند. این در حالی است که بخش قابل توجهی از خبرنگاران فعال؛ در واقع کسانی که سالها در صحنههای خبری و میدانی حضور داشتهاند، هنوز از این حق مسلم بیبهرهاند.
با وجود آنکه در سالهای گذشته فهرستی از خبرنگاران واجد شرایط تهیه شد و انتظار میرفت که این فهرست مبنای اعطای خط سفید قرار گیرد، اجرای آن در هالهای از ابهام رها شد و نتیجه این بیبرنامگی ، تداوم بیعدالتی و ایجاد نارضایتی در میان خبرنگاران حرفهای بوده است؛ خبرنگارانی که تمام سرمایهشان اعتماد عمومی و اعتبار شغلیشان است.
در مقابل شنیده ها حاکیست تعدادی افراد غیرمرتبط با حوزه رسانه که نه سابقه فعالیت جدی در خبرنگاری دارند و نه وظایف شغلی آنان نیازمند چنین امکانی استر زمان مدیرکل سابق آن اداره ، از خط سفید برخوردار شدهاند.
این امر نهتنها به هیچوجه ضرورت حرفهای ندارد ، بلکه شائبه ناسالمی را در فرایند تخصیص این امتیاز ایجاد میکند و زمینه بیاعتمادی در جامعه رسانهای را افزایش میدهد.
این پرسش جدی مطرح است که چگونه خبرنگاران واقعی سالها در صف انتظار ماندهاند اما افراد فاقد ارتباط شغلی مشخص ، بدون اولویت و بدون توجیه حرفهای ، از این امکان استفاده میکنند؟
از اینرو، انتظار میرود مدیرکل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی استان با رویکردی شفاف و پاسخگو فهرست کامل افرادی را که در زمان مدیرکل سابق آن اداره ، خط سفید دریافت کردهاند را اعلام کند و سپس معیارهای اعطای این امتیاز را صریح ارائه دهد و در نهایت روند اعطای خط سفید به خبرنگاران واجد شرایط را بدون تبعیض و در کوتاهترین زمان ممکن احیا و پیگیری نمایند .
بدیهی است که بقای رسانه حرفهای و اعتماد عمومی ، از مسیر شفافیت ، عدالت صنفی و احترام به شأن خبرنگاران واقعی میگذرد.
رسانهای که در آن خبرنگار مجبور باشد برای ابتداییترین ابزارهای کاری خود پیگیریهای بینتیجه انجام دهد ، چگونه میتواند نقش نقاد ، ناظر و مطالبهگر خود را ایفا کند؟




