آنانکه دلشان با این ملت و مملکت است باید در پی این باشند که چه باید کرد؟! چه باید کرد تا منافع ملی ایران احیا و تامین شود؟! برای اینکه دشمنان غدار و قسمخورده موفق به اجرای نقشههای شوم در جهت تفرقه و تجزیهی ایران نشوند، چه باید کرد؟! برای اینکه اقتصاد بحرانی ایران عرصه را بیشتر از این بر مردم، تنگ نکند، چه باید کرد؟!
چه باید کرد که فاصله و چالهی بین »دولت-ملت« کمتر شود؟! چه باید کرد تا »بازدارندگی« نظامی برای جلوگیری از حملات و تهاجمهای نظامی اسرائیل و آمریکا ایجاد شود؟! برای اینکه غرب دست از سر ایران بردارد و به مذاکرات برد-برد تن دهد، چه باید کرد؟! در جهان آنارشیست که قدرت اولویت دارد، چه باید کرد؟! روشنفکران، الیت و فرهیختگان جامعه باید و لازم است که یا راهی بیابند یا راهی برای خروج از این تنگناها و بنبستها بسازند و با ارائه به حاکمیت در توجه و اجرای آنها اصرار داشته باشند. مدیران و نمایندگان این ملک و ملت که بخشی از بحراناند و اوضاع ویران کنونی حاصل عملکرد ضعیف آنهاست، راه برونرفت از این وضعیت خطرناک را نمیدانند. تکلیف جامعه الیت و فرهیخته است که بهگونهای قابل فهم و درک برای ذهن سادهانگار مدیران و نمایندگان راهکار بدهند و مردم همراه با صاحبنظران وطندوست تا اجرای برنامههای دفاع ملی دست از مطالبه برندارند. امید، امید و امید به آینده، اصل اساسی برای رهایی از بحران است. باید امید واقعی به جامعه تزریق کرد، امید واقعی و نه برای فریب و خرید زمان که دشمن فرصت اجرای برنامههای شوماش را بهدست آورد. اقتصاددانان باید اقتصاد کشور را از گیجی و گنگی بیرون بیاورند و راههای اصلی و اساسی نجات از اقتصاد محتضر رانتی و اختلاسی را در اسراع وقت ارائه نمایند و درنهایت حاکمیت با آشتی ملی و برطرفکردن ضعفهای پدافندی، بازدارندگی اساسی برای غرب ایجاد کند تا جرات جسارت به خاک پاک ایران از آنان گرفته شود. جنگ روایتها، اصل جنگ است حاکمیت باید بتواند راوی روایتهای واقعی و برتر برای مردم باشد تا نیازی به شنیدن روایتهای دروغین و چرکین دشمن باقی نماند.