زمان حال را که زندگی میکنیم و از آن میگذریم. اما آینده در راه است و برای تغییر هر آنچه دوست نداریم باید از »اکنون« شروع کنیم و آن را به آینده گره بزنیم. قابل کتمان نیست که ایرانیان سال سختی را پشت سر گذاشتهاند و سرنوشتشان به نوع تصمیمگیری بازیگردانان عرصهی سیاست گره خورده است. همهی آنان که قدرت تحلیل مسائل از زوایای مختلف را دارند، معتقدند اوضاع در سال پیش رو، بدتر خواهد شد. اقتصاد و سیاست با آنکه دو مقولهی مختلف از زیست اجتماعی بشر هستند اما مانند ریشههای درختی کهنسال به هم پیچیدهاند. هیچ کشوری نمیتواند بدون ارتباط با دنیا دوام بیاورد. مخالفان دو آتشهی مذاکرات هم خوب میدانند اگر نفت را به کشور کمونیستی چین، ارزان نفروشند، نمیتوان کشور را اداره کرد. اما ملت ایران، قربانی زیادهخواهی کاسبان تحریم شدهاند و چه دردی بالاتر از این که مصائب مردم را نمیبینند. شکم گرسنه با لُنگبستن و موعظههای امامان جمعه، سیر نمیشود. سختی، مرارت و تحریم مسلمان صدر اسلام در شعب ابیطالب سه سال طول کشید اما مردم ایران در آستانهی پنجمین دههی گرفتاری و گرانی هستند. خیلیها را دیدم که با کولهباری از آرزوهای محقق نشده سر بر خاک سرد گذاشتند و برای همیشه دنیا را ترک کردند. خیلیها را میبینم که زندهاند اما زندگیشان را با فشار قبر، میگذرانند. دوستداران مردم، راضی نخواهند شد این همه مصیبت بر سرشان آوار شود. همهی ما که سال ۱۴۰۳ را در کشور ایران و همراه با هم گذراندهایم خوب میدانیم که فقیرتر شدهایم و هر روز شاهد مرگ امید در چشم یکدیگریم. اما با تمام مشکلات و در به دریها و خط فقری که نابودکننده است، بهار تا پشت پنجرهها آمده و نسیم نوروزی در ایران کهن، آرامآرام درختان را از خواب زمستانی بیدار میکند تا با شکوفه به استقبال بهار بروند. ما ساکنان روزنامه نقدحال، تلاش کردیم غمها و مشکلات مردم را فریاد بزنیم و بنویسیم. دوست داشتیم گرهای باز شود. دلمان میخواهد دیگر از مصیبتهای سالی که گذشت خبری نباشد. آرزو میکنیم پروردگار بزرگ به مسوولان، عقل و حکمت ببخشد تا مردم را از این تنگنا نجات دهند. در آخرین شمارهی سال، آرزو داریم سال نو، سالی پر از سعادت و سلامت برای ایران کهن و ملت بزرگاش باشد.