لذا دستیابی به آرامش واقعی یکی از خواستههای همیشگی بشر بوده و در این راستا انسان در طول تاریخ تلاشها و رنجهای بسیاری را به جان پذیرفته است. آرامش اما علاوهبر جنبههای فردی و روان شناختی، سویههای اجتماعی نیز دارد که ناظر به وضعیت کلان حاکم بر جوامع و مناسبات آنهاست که در ادبیات جامعهشناسی و علومسیاسی مدرن تحتعنوان »آرامش اجتماعی« از آن یاد شده است. جامعه را نمیتوان با خشم اداره کرد و از آن انتظار آرامش داشت. خشم ممکن است در کوتاهمدت احساسات را بسیج کرده و صفبندیهای سیاسی را تشدید کند، اما در بلندمدت توان داوری را کاهش میدهد، امکان مصالحه را محدود میکند و هزینه اختلاف را بالا میبرد. سیاستی که بر تحریک دائمی احساسات و فعالسازی گسستهای اجتماعی استوار باشد، شاید بتواند هوادارانی پرشور گرد آورد، اما الزاما به جامعهای امنتر، منسجمتر و توانمندتر منجر نمیشود.
عقلانیت سیاسی برعکس مستلزم پذیرش این واقعیت است که هیچ جریان یا گروهی مالک انحصاری حقیقت و خیر عمومی نیست و مسائل پیچیده جامعه را نمیتوان با حذف صداهای مخالف حل کرد. در همین روزها، آقای باهنر در مصاحبه با خبرآنلاین به نادرستی خبری درباره خانم زینب ابوطالب (مجری تلویزیونی شبکه افق) مطرح میکند که او در خارج کشور اقامت گزیده است و انبوهی از بازتابهای خشم اجتماعی در فضای مجازی منعکس میشود. حال آنکه خبر از اساس کذب بوده و فقط ارتعاشی از جامعه دوقطبی و خشونت کلامی- مجازی در عرصه جمعی نقش میبندد. همه این عارضهها محتاج بازخوانی اجتماعی است. جامعه ایران در سالهای اخیر دستخوش تحولات اقتصادی و سیاسی متعددی بوده است که به دامنه این تحولات به فضای اجتماعی کشور نیز بسط یافته است.
از سوی دیگر تلاش دشمنان سیاسی و فرهنگی کشور از این بستر برای ایجاد فضای یاس و ناامیدی و گسترش ناامنی روانی استفاده کردند و زمینه ایجاد التهابات اجتماعی را در کشور فراهم نمودند. افزایش اعتراضات اجتماعی در بدنه جامعه ایران، روند رو به رشد مهاجرتها به خارج از کشور، بروز آشوبها و اغتشاشات در دو دهه اخیر در کشور و… از جمله مصادیق این التهابات در کشور است. لذا جامعه ایرانی امروزه بیش از هر زمان دیگری نیازمند تجربه آرامش است. ایران برای عبور از دشواریهای خود بیش از هر زمان به عقلانیت، اعتماد و توان همکاری نیاز دارد. هیچ جامعهای با حذف پیدرپی بخشهایی از خود، به آرامش پایدار نمیرسد. باید به جای فعالسازی گسستها، امکانهای مشترک را تقویت کرد؛ به جای هیزمریختن بر آتش اختلاف، راهی برای مهار آن جست و به جای ستایش خشم، بردباری و خردورزی را به فضیلتهایی زنده در عرصه عمومی تبدیل کرد. جامعهای که خشم میکارد، اعتماد درو نخواهد کرد. راه توسعه و آرامش از عقلانیت میگذرد، بر مدارا تکیه میکند و با گفتوگو هموار میشود. حفظ سرمایه اجتماعی ایران در گرو آن است که اجازه ندهیم کینه جای خرد، نفرت جای انصاف و حذف جای گفتوگو را بگیرد؛ زیرا آینده مشترک ما نه با پیروزی خشم بر خشم، بلکه با غلبه عقل بر تعصب و همزیستی بر خصومت ساخته خواهد شد.