خبر فوری

اصلاح ساختار بودجه، ضروری انگار ناپذیر

شهرکرد خنک‌ترین نقطه در کشور شد

صادرات بادام چهارمحال و بختیاری از ۵۰ میلیون دلار گذشت

استاندار: فهرست فعالان اقتصادی هند برای توسعه همکاری با چهارمحال و بختیاری اعلام شود

استاندار: مسائل چهارمحال و بختیاری نیازمند راهکارهای علمی و نوآورانه است

همه می‌خواهیم بدانیم «آخرش چه می‌شود»/ سعید معدنی: نیاز به کنترل آینده، کنجکاوی را برمی‌انگیزد/ تحلیل، پیش‌بینی و پیشگویی باهم فرق دارند

چرا وقتی آینده مبهم و غیرقابل‌کنترل می‌شود، مردم بیش از همیشه به دنبال پیش‌بینی آن می‌روند؟ سعید معدنی، جامعه‌شناس، در گفت‌ معتقد است این رفتار فقط از کنجکاوی ناشی نمی‌شود؛ «نیاز به کنترل آینده» و تلاش برای کاهش نااطمینانی و آماده‌شدن در برابر سناریوهای مختلف، افراد را به سمت دنبال کردن پیش‌بینی‌ها سوق می‌دهد؛ حتی اگر بدانند هیچ‌کدام نمی‌تواند آینده را با قطعیت مشخص کند.

الهه جعفرزاده: آینده همیشه برای انسان موضوع کنجکاوی بوده است، اما هرچه زندگی با نااطمینانی بیشتری همراه شود، میل به دانستن اینکه «چه اتفاقی خواهد افتاد» نیز پررنگ‌تر می‌شود؛ از آینده اقتصاد و وضعیت شغلی و مهاجرت گرفته تا تحولات سیاسی و اجتماعی و البته احتمال وقوع بحران‌هایی مانند جنگ. در چنین شرایطی، پیش‌بینی‌ها، تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌ها به بخشی از جست‌وجوی روزمره مردم برای فهم آینده تبدیل می‌شوند؛ حتی وقتی خودشان می‌دانند هیچ پیش‌بینی‌ای نمی‌تواند با قطعیت آینده را تعیین کند. پژوهشی در سال ۲۰۲۶ درباره رفتار جست‌وجوی اطلاعات در آستانه یک بحران امنیتی نیز نشان داده است که افزایش اضطراب و عدم تحمل ابهام می‌تواند افراد را به سمت جست‌وجوی منابع متنوع‌تر و حتی منابع پیش‌بینی‌محور و گمانه‌زنانه سوق دهد. پژوهش دیگری نیز ارتباط میان عدم تحمل نااطمینانی و ترس از جنگ و رفتارهای آمادگی برای مواجهه با تهدید را بررسی کرده است. اما آیا میل به پیش‌بینی آینده صرفاً از کنجکاوی می‌آید؟ یا در پس آن، تلاشی برای کاهش اضطراب، ایجاد احساس کنترل، پیدا کردن امید یا آماده‌شدن برای سناریوهای مختلف وجود دارد؟ در گفت‌وگو با سعید معدنی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، این موضوع را بررسی کرده‌ایم که چرا در شرایط نااطمینانی، مردم بیش از گذشته به پیش‌بینی آینده روی می‌آورند و این رفتار چه نسبتی با احساس درماندگی، امید، اعتماد اجتماعی و نقش رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی دارد. محورهای گفت‌وگو: نیاز به کنترل آینده، کنجکاوی درباره آینده را برمی‌انگیزد. در بحران‌ها، انسان احساس می‌کند اختیار آینده از دستش خارج شده است. پیش‌بینی‌های مختلف، تلاشی برای آماده‌شدن در برابر سناریوهای متفاوت هستند. کاهش اعتماد به رسانه‌ها، تشخیص تحلیل از شایعه و پیشگویی را دشوارتر می‌کند. چرا حتی پیش‌بینی‌های متناقض هم برای مردم جذاب و قابل پیگیری‌اند؟ مشروح این گفت‌وگو در ادامه آمده است: سعید معدنی – جامعه‌شناس آقای دکتر، انسان‌ها همیشه به دنبال پیش‌بینی آینده هستند؛ اما این میل در شرایط بحرانی تشدید می‌شود. چرا؟ بله، انسان‌ها همیشه به پیش‌بینی آینده علاقه‌مندند؛ دوست دارند بدانند برای خودشان، خانواده و فرزندانشان آینده چگونه رقم خواهد خورد. به همین خاطر معمولاً مشارکت اجتماعی دارند و سعی می‌کنند با مداخله خود تا حدودی آینده را تعیین کنند. کسی که در انتخابات شرکت می‌کند، عضو حزب می‌شود یا در اجتماعات مذهبی حضور پیدا می‌کند، در واقع تلاش می‌کند آینده را برای خودش و خانواده‌اش تا حدودی بسازد. اما در شرایط بحرانی، انسان تا حدی خلع سلاح می‌شود و دیگر نمی‌تواند مانند گذشته برای آینده برنامه‌ریزی یا در شکل دادن به آن مشارکت کند. در شرایطی مثل جنگ و ناامنی، فرد احساس می‌کند دستش کوتاه است و نمی‌تواند خانواده‌اش را مانند گذشته حمایت کند؛ بنابراین تمایل بیشتری پیدا می‌کند که آینده را پیش‌بینی کند. البته در علوم اجتماعی قطعیت نداریم و فقط می‌توانیم احتمال نسبی ارائه دهیم. حتی در یک جامعه عادی هم نمی‌توان همه اتفاقات آینده را پیش‌بینی کرد؛ ممکن است بیماری، تصادف، سکته قلبی یا اختلاف خانوادگی پیش بیاید. اما در یک جامعه عادی، امکان برنامه‌ریزی برای آینده بیشتر است و همین مسئله آرامش بیشتری ایجاد می‌کند. با اینکه مردم می‌دانند یک پیش‌بینی لزوماً دقیق نیست، چرا باز هم آن را دنبال می‌کنند؟ بخشی از آن به کنجکاوی برمی‌گردد. انسان در هر شرایطی می‌خواهد بداند چه اتفاقی خواهد افتاد. اما مسئله فقط کنجکاوی نیست؛ فرد حتی اگر آینده ناخوشایند باشد، می‌خواهد از آن خبر داشته باشد تا بتواند ضررهای احتمالی را برای خودش، خانواده و اطرافیانش کاهش دهد. بنابراین پیش‌بینی آینده، حتی اگر فاجعه‌آمیز باشد، می‌تواند نوعی سپر ایجاد کند تا فرد برای آسیب‌های احتمالی آماده‌تر باشد. از طرف دیگر، در مردم‌شناسی و علوم اجتماعی یک نکته مهم وجود دارد؛ وقتی افراد در یک فاجعه مشترک قرار می‌گیرند، ممکن است احساس آرامش بیشتری کنند. مثلاً در برخی جوامع، هنگام خشکسالی مردم دور هم جمع می‌شوند و دعا می‌کنند. یکی از کارکردهای پنهان این رفتار این است که فرد احساس می‌کند در این فاجعه تنها نیست و دیگران هم آن را تجربه می‌کنند. اگر تصور کنید یک فاجعه فقط قرار است برای شما یا خانواده شما اتفاق بیفتد، استیصال و اضطراب بیشتری خواهید داشت؛ اما وقتی می‌بینید دیگران هم درگیر آن هستند، بخشی از این نگرانی تقسیم می‌شود. آیا تجربه مکرر بحران باعث نمی‌شود مردم بیش از گذشته به دنبال پیش‌بینی بحران بعدی باشند؟ ما سال‌هاست با انواع بحران‌ها مواجهیم؛ از جنگ ایران و عراق و تحریم‌ها گرفته تا درگیری‌های داخلی، ترورها و تنش‌های مختلف. به همین دلیل جامعه دائماً با بحران و آسیب‌های روحی مواجه بوده است. در جنگ، این وضعیت گسترده‌تر می‌شود، چون بخش بزرگی از جامعه درگیر می‌شود. در بسیاری از پژوهش‌های مربوط به جنگ‌ها دیده شده که در آغاز یک جنگ، مردم معمولاً انتظار دارند بحران خیلی زود تمام شود و کمتر تصور می‌کنند ممکن است چند سال طول بکشد. اما گاهی جنگ طولانی می‌شود و یک نسل را درگیر می‌کند. به همین دلیل، در شرایط جنگی میل به دانستن آینده بیشتر می‌شود؛ چون برخلاف مثلاً زلزله یا سیل که ممکن است یک منطقه را درگیر کند، جنگ می‌تواند مناسبات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی یک جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. آیا می‌توان گفت پیش‌بینی آینده در چنین شرایطی جایگزین احساس کنترل شده است؟ در شرایط جنگی، اختیار تا حد زیادی از دست فرد خارج می‌شود و تصمیم‌های اصلی در سطح دیگری گرفته می‌شود. فرد هم نمی‌تواند برای خودش یک حاشیه امن ایجاد کند؛ چون اقتصاد، اشتغال، بیماری، تورم و کمبودها می‌توانند زندگی او را تحت تأثیر قرار دهند. آینده را نمی‌توان تغییر داد، اما می‌توان برای آن برنامه‌ریزی کرد. فرد دوست دارد بخش قابل‌توجهی از برنامه‌اش محقق شود، اما در شرایط ناامن حتی نمی‌داند برنامه‌هایی که برای زندگی خود و خانواده‌اش دارد تا چه اندازه امکان تحقق پیدا می‌کند. نگرانی درباره فرزندان، اشتغال، بیماری و آینده خانواده همه با هم به فرد هجوم می‌آورند. در چنین شرایطی، بحران عملاً امکان برنامه‌ریزی و تلاش برای تحقق آن را از فرد و گروه‌های اجتماعی، از جمله خانواده، می‌گیرد. پس چرا مردم گاهی پیش‌بینی‌های متناقض را همزمان دنبال می‌کنند؟ چون می‌خواهند برای احتمالات مختلف برنامه داشته باشند. اگر احتمال بدهند جنگ طولانی می‌شود، ممکن است برای تأمین آذوقه یا پس‌انداز کردن اقدام کنند؛ اگر احتمال بدهند شرایط زودتر عادی می‌شود، برنامه دیگری داشته باشند. وقتی چند سناریو وجود دارد، فرد تلاش می‌کند برای هرکدام برنامه‌ای داشته باشد تا بتواند از خودش، خانواده و اطرافیانش در برابر بحران محافظت کند. چرا گاهی مردم تحلیل کارشناسی، پیش‌بینی احتمالی، شایعه و حتی پیشگویی را از هم تفکیک نمی‌کنند؟ گاهی بخشی از این مسئله به خود رسانه‌ها برمی‌گردد. وقتی یک رسانه اخبار کذب یا غیرواقعی منتشر می‌کند یا یک حادثه را کامل پوشش نمی‌دهد، اعتماد مردم به آن کاهش پیدا می‌کند. در نتیجه، در جامعه‌ای که آگاهی رسانه‌ای پایین باشد، مردم آسیب‌پذیرتر می‌شوند و نمی‌توانند میان تحلیل کارشناسی، شایعه، پیش‌بینی احتمالی و حتی پیشگویی تفکیک قائل شوند. در ارتباطات اصطلاحی داریم به نام «اثر بومرنگ»؛ رسانه‌هایی که دائماً یا در بیشتر مواقع اخبار غیرواقعی منتشر می‌کنند، در نهایت بی‌اعتمادی را به سمت خودشان برمی‌گردانند و به تدریج مرجعیت خود را از دست می‌دهند. شبکه‌های اجتماعی چه نقشی در شکل‌گیری و گسترش پیش‌بینی‌های مختلف درباره آینده دارند؟ همه شبکه‌های اجتماعی تأثیر یکسانی ندارند و میزان تأثیرگذاری آنها به اعتبار و سرمایه اجتماعی‌شان، یعنی میزان اعتماد متقابل، بستگی دارد. مثلاً اگر به یک خبرگزاری یا یک متخصص اعتماد داشته باشید، طبیعتاً بیشتر از افرادی که به آنها اعتماد ندارید روی شما تأثیر می‌گذارند. شبکه‌های اجتماعی تأثیرگذار می‌توانند ذهن مخاطب را برای پذیرش پیش‌بینی‌های مختلف آماده کنند. البته این پیش‌بینی‌ها می‌تواند دو حالت داشته باشد؛ یا واقعاً بر اساس آینده‌پژوهی و بررسی‌های دقیق مطرح شوند، یا ممکن است در راستای اهداف سیاسی بیان شوند. اینجاست که آگاهی و سواد رسانه‌ای اهمیت پیدا می‌کند و باید بدانیم تا چه حد می‌توانیم به یک رسانه یا پیش‌بینی آن تکیه کنیم. در نهایت، میل به پیش‌بینی آینده بیشتر از کنجکاوی می‌آید یا نیاز به کنترل؟ هر دو؛ نیاز به کنترل آینده، کنجکاوی را برمی‌انگیزد. یک جوان می‌خواهد بداند دانشگاه برود یا نه، مهاجرت کند یا نکند، چه شغلی را انتخاب کند و آینده زندگی‌اش چگونه خواهد بود. در شرایط بحران‌های عمیق اجتماعی، جنگ یا تغییرات بزرگ، بسیاری از برنامه‌هایی که افراد سال‌ها برای آنها تلاش کرده‌اند ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد. در نهایت می‌توان گفت نااطمینانی نسبت به آینده، همراه با احساس درماندگی و استیصال، باعث می‌شود انسان کنجکاوتر شود و دست‌کم بخواهد حداقل‌های لازم برای زندگی آینده خودش، خانواده و اطرافیانش را پیش‌بینی کند. حتی در بحرانی‌ترین شرایط، انسان می‌خواهد بداند آینده بدتر می‌شود یا بهتر، تا برای هرکدام از این شرایط آمادگی داشته باشد. به همین دلیل است که هرچه احساس ناتوانی در برابر آینده بیشتر شود، سؤال «بالاخره چه اتفاقی خواهد افتاد؟» هم بیشتر تکرار می‌شود. ۴۷۲۳۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محتوای مرتبط
آرشیو روزنامه
شماره 2256 - 25 مهر 1405
دیده بان زاگرس 2251
شماره 2251 - 18 مهر 1405
روزنامه دیده بان زاگرس شماره 2232
شماره 2232 - 22 شهریور 1405
روزنامه دیده بان زاگرس شماره 2231
شماره 2231 - 21 شهریور 1405
روزنامه دیده بان زاگرس شماره 2230
شماره 2230 - 18 شهریور 1405
آخرین اخبار
پر بازدیدترین اخبار

عروس خانواده طلاهای ۵۰ میلیاردی را با بدل عوض کرد / سرقت با نقشه دوماهه و سفارش طلاهای تقلبی/ پای عروس و خریدار طلاهای مسروقه به پلیس باز شد

عناوین و ابعاد بمب‌ها اهمیتی ندارند/ قدرت موشکی ما معادلات را تغییر داد

نماینده ولی فقیه در سپاه: توطئه قدرت‌های جهانی در برابر ایمان بسیجیان شکست می‌خورد